انفجاردرکارخانه موادمحترقه درهندبا8کشته و20زخمی

انفجاردرکارخانه موادمحترقه درهندبا8کشته و20زخمی   27مهر-96
دهلی نو-ایرنا- پلیس ایالت اودیسا در شرق هند روز پنجشنبه اعلام کرد بر اثر انفجار در کارخانه ساخت مواد محترقه در بخش 'بالاسور' ایالت اودیسا هشت نفر کشته و 20 تن دیگر مجروح شدند.
به گزارش ایرنا،'پرامود کومار داس'، فرماندار بخش بالاسور روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگاران اظهار کرد این کارخانه غیر قانونی در شرایطی غیر استاندارد اقدام به تولید مواد محترقه می کرد .
وی با بیان اینکه بیشتر مجروحان با سوختگی شدید به بیمارستان منتقل شدند افزود احتمال افزایش تلفات این حادثه وجود دارد.
به گفته شاهدان،شدت این حادثه به قدری بود که این کارخانه کاملا تخریب و به ساختمان های مجاور نیز خسارت وارد شده است.
این حادثه شب گذشته یک روز پیش از آغاز جشن بزرگ 'دیوالی' بوقوع پیوست.
این جشن همه ساله در 19 اکتبر با استفاده گسترده از مواد محترقه در هند برگزار می شود.
سال گذشته نیز در انفجار کارخانه مواد محترقه در شهر 'سیواکاسی' واقع در ایالت تامیل نادو ، 9 نفر کشته و 30 تن دیگر مجروح شدند.
شهر سیواکاسی بزرگترین مرکز ساخت مواد محترقه در هند سالانه شاهد آتش سوزی های گسترده در کارخانه های تولید مواد محترقه است.
بسیاری از کارخانه های مواد محترقه در هند بدون رعایت موارد ایمنی و به صورت غیر قانونی فعالیت می کند.
آساق**267*انتشار دهنده:احمدعلی خلیل نژاد

تولید 600 میلیارد کیلوگرم غله در چین

 تولید 600 میلیارد کیلوگرم غله در چین    27 مهر - 96
 فرض کنید ایران  جمعیت چین را داشت .آن موقع چه اتفاقی می کند و تولید گندم درایران چقدر بود؟
پکن-ایرنا- وزارت کشاورزی چین در گزارشی که روزنامه مردم ارگان حزب حاکم روز پنجشنبه ان را منتشر کرد از تولید 600 میلیارد کیلوگرم غله برای سال 2017 میلادی خبر داده است.
به گزارش ایرنا ، غلات چین امسال در مساحت بیشتری به وسعت 112 میلیون هکتار کشت شد که نسبت به دوره مشابه سال گذشته کمی کاهش داشته است.
در زمینه تولید غله میزان تولید ذرت به دلیل وضعیت آب و هوایی کمی کمتر شده اما این کشور توانسته است میزان تولید برنج و گندم را امسال افزایش دهد.
وزارت کشاورزی خاطر نشان کرده است که این میزان غله در شرایطی تولید می شود که استفاده از کود شیمیایی برای تولید غله در سال 2017 میلادی هیچ افزایشی نشان نمی دهد.
افزایش کشت غلات در چین برای فقرزدایی اهمیت بالایی دارد و ستون تبدیل شدن کشور به جامعه مرفه محسوب می شود.
این کشور قصد دارد تا سال 2049 میلادی به کشور کاملا مدرن تبدیل شود و تا سال 2035 میلادی امیدوارست کشور از رفاه بالایی برخوردار باشد.
این مستلزم آن است که شمار فقیران در چین کاهش یابد و برای این منظور نیاز اولیه آنها به مواد غذایی باید براورده شود.
در چین هم اکنون طبق آمار رسمی کشور که روزنامه مردم ارگان حزب حاکم چین به آن اشاره کرده است نزدیک به 43 میلیون و 300 هزار نفر در فقر کامل هستند و به خوراک و پوشاک اولیه نیازمندند.
آساق**231**انتشاردهنده: عزیز موسوی

بازداشت معترضان در اوکراین

 بازداشت معترضان در اوکراین    27 مهر - 96
مسکو - ایرنا - ماموران امنیتی اوکراین به چادرهای معترضان و افراد متحصن مقابل ساختمان پارلمان در کی یف حمله برده و ضمن استفاذه از گاز اشک آور، هشت نفر را دستگیر کردند.
به گزارش ایرنا، رسانه های روسی با اعلام این خبر نوشتند: زد و خورد ماموران امنیتی و مخالفان دولت عصر چهارشنبه در مرکز کی یف رخ داد و بر اثر آن چهار نفر از جمله یک نماینده مجلس مجروح شدند.
ماموران امنیتی شامل نیروهای پلیس و گارد ملی که حدود 300 نفر بودند، تلاش کردند، چادرهای معترضان را تحت کنترل در آوردند که با مقاومت آنها رو به رو شدند.
خبرگزاری ایتارتاس نوشت: مخالفان دولت با استفاده از میله های آهنی سنگفرش خیابان را کنده و برای مقابله با نیروهای پلیس جمع آوری می کنند.
میخاییل ساآکاشویلی رییس جمهوری سابق گرجستان نیز که رهبری مخالفان دولت اوکراین را برعهده دارد، در جمع معترضان حاضر شد و اعلام کرد تا زمانی که در سطوح حکومتی با فساد مبارزه نمی شود، اعتراضات ادامه خواهد یافت.
فعالان سیاسی مخالف دولت از روز سه شنبه در خیابان گروشفسکی مقابل ساختمان پارلمان اوکراین (رادا) چندین چادر برپا کرده اند.
خبرگزاری دولتی اونیان روز چهارشنبه نوشت: مخالفان دولت هدف از تحصن را لغو مصونیت قضایی نمایندگان پارلمان، تصویب قانون جدید انتخابات و تشکیل دادگاه رسیدگی به فساد مالی در حکومت اعلام کرده اند.
یوری لوتسنکو دادستان کل اوکراین نیز اعلام کرده که ماموران امنیتی اجازه جمع آوری چادرهای تحصن کنندگان و برخورد خشن با آنها را ندارند.
وی در فیس بوک خود نوشت: اجازه برگزاری اجتماعات آرام از دستاوردهای انقلاب اوکراین (موسوم به میدان) است.
مخالفان دولت اوکراین روز سه شنبه تظاهراتی با عنوان «اعتراض به فساد حکومتی» برگزار و هزاران نفر مقابل پارلمان در شهر کی یف شرکت کردند.
دهها مامور امنیتی با حضور مقابل پارلمان اوکراین، تامین امنیت برگزاری این تظاهرات را برعهده داشتند.
خبرگزاری اسپوتنیک روسیه نوشت: تظاهرات ضددولتی را حزب «جنبش نیروی جدید» به رهبری میخاییل ساآکاشویلی رییس جمهوری سابق گرجستان، «باتکویفشینا» به رهبری خانم یولیا تیموشنکو و حزب «موضع اجتماعی» برگزار کردند.
شرکت کنندگان در تظاهرات با شعارهای ضدفساد، لغو مصونیت قضایی نمایندگان پارلمان و اصلاح قانون انتخابات را خواستار شدند.
معترضان همچنین تشکیل دادگاه ویژه محاکمه مفسدان مالی در سطوح مختلف حکومتی را خواستار شدند.
بنا به گزارش رسانه روسی، صدها نفر از اعضای حزب ملی گرای آزادی و نیروهای گردان ویژه داوطلبان اوکراینی به نام «آزوف» که در نبردهای شرق این کشور با یگان های ارتش همکاری می کردند نیز در تظاهرات امروز شرکت داشتند.
این تظاهرات که شمار معترضان تا چهار هزار نفر نیز اعلام شد، در میان تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و ماموران در چند خیابان منتهی به پارلمان در ناحیه مرکزی کی یف مستقر شده بودند.
بنا به گزارش اسپوتنیک در چند نقطه نزدیک محل تظاهرات نیز دستگاههای ویژه بمب یاب نصب شده بود تا افرادی که می خواهند در راهپیمایی شرکت کنند، بازبینی امنیتی شوند.
در همین حال رسانه های روسی اعلام کردند در زد و خورد میان نیروهای امنیتی و تظاهرکنندگان چهار نفر مجروح شدند.
کی یف از روز گذشته شاهد تدابیر امنیتی شدید است و شمار ماموران امنیتی در چند خیابان مرکزی به ویژه اقامتگاه رییس جمهوری اوکراین افزایش یافته است.
اروپام*391 انتشار دهنده: هادی مولوی نیا

چرا باید به اروپا اعتماد کنیم؟

 چرا باید به اروپا اعتماد کنیم؟    27 مهر - 96
شازده قلی بخشیده ولی شاه یا خلیفه نمی بخشد . برای اینکه تأکید شده که باید به اروپاا عتماد کرد ولی خامنه ای درجمع بسیجیان و طلبه های نخبه آتش به فرمان اخیراً گفته است چون اروپا همگام باآمریکا مخالفت با موشک های تهدید کننده پاسداران می کند قابل اعتماد نیست .مگراینکه از این همسویی فاصله بگیرد و اذعان کند به اروپا مربوط نیست که پاسداران موشک دوربرد تولید می کنند ونامش را موشک های اسراییل زن می گدارند و تهدید به نابوداسراییل می کنند .همچنین به آمریکا هم اخطار  می دهند  تا 2 هزار کیلومتر ازمرزهای ایران باید فاصله بگیرد؟
تهران- ایرنا- یکی از مسائلی که این روزها به ویژه پس از سخنرانی دونالد ترامپ علیه برجام و حمایت اتحادیه اروپا از توافق هسته ای مطرح است اینکه چرا اساسا باید به اتحادیه اروپا اعتماد کرد و چه تضمینی وجود دارد که اروپا به تعهدات خود در برجام عمل نماید؟
فریدون مجلسی تحلیلگر مسائل بین‌الملل در سرمقاله ای درروزنامه آرمان، نوشته است: بر این اساس باید اذعان داشت اتحادیه اروپا از کشورهایی تشکیل شده است که پیش و زودتر از سایر کشورها وضع کنندگان قوانین بین المللی بودند ونیز پیروی از قوانین بین المللی از اصول اساسی آنهاست. در برهه ای از زمان برخی از کشورهای اروپایی جزء کشورهای امپریالیسم بوده و مستعمراتی برای خود داشتند. اگرچه سایر کشورها در جهان نیز وضعیت مطلوبی نسبت به این کشورها نداشتند اما به هر روی آن دوران سپری شده است و امروز اعضای اتحادیه اروپا کشورهای مترقی جهان هستند. بنابراین اگر این کشورها از قانون تبعیت نکنند باید انتظار داشت که کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین از قوانین تبعیت کنند؟ به هر روی از این نظر و نیز از منظر مدنیت کشورهای اروپایی وضعیت روشنی در جهان دارند.

مساله دیگر این است که اتحادیه اروپا در برابر آمریکا بارها از برجام دفاع کرده و همچنان خطاب به ترامپ می گوید چرا تعهدی را که همه اعضای توافق آن را امضا کرده‌اند، انکار می کنید. البته حمایت اروپا از برجام به مفهوم حمایت از ایران نیست بلکه آنها اختلافاتی با تهران دارند اما به دلیل تعهدات شان در برجام، بیش از هر کشوری در جهان به تعهدات خود پایبندند. بنابراین نیازی نیست به این مساله فکر کرد باید به آنها اعتماد کرد یا خیر؟ زیرا همان‌طور که اشاره شد آنها به تعهدات خود پایبندند. از سویی باید در نظر داشت که آیا آنها نیز می توانند به ایران اعتماد کنند. در حالی که اعتماد طرفین به یکدیگر یک امر دو جانبه است. البته مقصود برخی از این پرسش که چگونه می‌توان به اتحادیه اروپا اعتماد کرد به نظر مساله معادلات بانکی است.

بر این اساس باید اذعان داشت که معادلات بانکی ایران و اروپا به دولت‌های اروپا ارتباطی ندارد. زیرا بانک‌های اروپایی هستند که باید اعتماد کنند و ایران نیز نمی تواند در این مورد اقدامی انجام دهد. از سوی دیگر دولت‌های اروپایی در درجه نخست حامی اسرائیل هستند و اروپا بیش از سایرین از هویت اسرائیل دفاع می‌کند و با آمریکا در این مورد کاملا اتفاق نظر دارند. حتی روسیه نیز بیش از این کشورها نسبت به اسرائیل متعهد است که این مساله را می‌توان از رفت و آمدها و تعهدات متقابلشان دریافت. حتی ترکیه، مصر و سایر کشورها با اتحادیه اروپا و آمریکا نسبت به اسرائیل اتفاق نظر دارند.

بنابراین اتحادیه اروپا درباره اسرائیل با ایران اختلاف نظر دارند که این مساله ممکن است در روابط ایران واتحادیه اروپا ایجاد مزاحمت کند. از این رو، نباید اجازه داد مساله رژیم صهیونیستی در روابط ایران و اروپا تاثیر بگذارد. در نهایت دلیلی وجود ندارد که اتحادیه اروپا به تعهدات خود عمل نکند. آنچه که برای اتحادیه اروپا اهمیت دارد این است که بداند تا چه اندازه ایران و برجام منافعش را تامین می‌کند.

برای مثال اگر آمریکا به کشورهای اروپایی بگوید وقتی با ایران معامله می‌کنید، من با شما معامله نخواهم کرد، آنها هم منافع خود را در نظر می‌گیرند و مثلا صد میلیارد دلار با آمریکا معامله می‌کنند و یک میلیارد دلار با ایران. به اعتقاد من، به هر روی اتحادیه اروپا معامله با ایران را به هیچ وجه قربانی معامله با آمریکا نمی‌کند و این حقیقتی است که تهران باید در محاسبات بین‌المللی خود آن را در نظر بگیرد.

*
منبع:روزنامه آرمان،1396،7،26
**
گروه اطلاع رسانی**1893**9131**انتشاردهنده: شهربانو جمعه

باغ بی برگی

 باغ بی برگی   27 مهر – 96
چرا گفته نشده که مسئول که بود یا جیست  که شهری که زمانی جزو یکی از شهرهای خوش آب وهوای ایران و ییلاقی شهروندان خوزستانی ها درتابستان بود اکنون تبدیل به یکی از شهرهای آلوده درایران شده است .بدتراینکه هوایش سرطان زاست؟
اراک - ایرنا - باغ بی برگی یکی از عنوان های خبری شماره 704 روزنامه وقایع است که به بررسی ایجاد هزار هکتار فضای سبز به عنوان یکی از مصوبات طرح جامع کاهش آلودگی هوای اراک، پرداخته است.
آلودگی هوای اراک موضوعی است که در مورد آن زیاد شنیده ایم و زیاد خوانده ایم، مصوبات، انتقادها، اعتبارها، توجیه ها و غیره همه از عناصر اصلی داستان آلودگی هوای اراک است.
بعد از اینکه اراک به واسطه وجود کارخانجات متعدد و صنایع کوچک و بزرگ، مشکلات در ناوگان حمل و نقل عمومی، شرایط اقلیمی، کم کم به یکی از کلانشهر های با مخاطره آلودگی کشور تبدیل شد، صحبت ها در پی رفع آلودگی آن نیز بالا گرفت و هنگامی که شرایط آلوگی هوای اراک بحرانی تر از حد تصور شد برای برون رفت از چالش ایجاد شده و تلاش برای کاهش آن تصمیماتی گرفته شد.
مصوبه ها و طرح هایی تایید شد؛ ولی همچنان این شهر آلوده است و وضعیت نابسامان هوا هر روز قربانی می گیرد.
یکی از مهم ترین تصمیم ها در زمینه برون رفت از بحران آلودگی هوای اراک طرح جامع کاهش آلودگی هوای اراک بود که در سال ۸۶ تصویب شد.
ایجاد فضای سبز یکی از راهکارهای مهم در کاهش آلودگی هوای اراک تبصره ای از مصوبه کاهش آلودگی استان است که هنوز عملیاتی نشده است.
فضای سبز به عنوان یکی از ارکان های مهم در برنامه ریزی و مدیریت شهری، اثرات قابل توجهی در کنترل و بهبود هوای شهرها دارا می باشد، لذا فضای سبز با کاهش دما و افزایش رطوبت و در نهایت کاهش پدیده ی جزیره ی حرارتی و همچنین کاهش رواناب، در ارتقاء سطح آسایش شهروندان و در نهایت پایداری محیط شهری موثر خواهد بود.
فضای سبز شهری در زمره زیرساخت های اجتماعی است و یکی از امتیازات آن کاهش آلودگی هوا و از بین بردن اثرات نامطلوب آلودگی ها می­باشد، به طور کلی یکی از با ارزشترین کارکردهای فضای سبز در شهرها، کارکردهای زیست محیطی آنها در کاهش آلودگی هوای شهری است، که در حقیقت باعث شده فضاهای سبز ریه های تنفس شهرها به شمار آیند.
در مسیر (اونو)، قربانیان ساختار بیمار، اقتصاد منهای سیاست و می خواهم گوشهایت را ببرم، از دیگر عنوان های خبری این شماره روزنامه وقایع است.
استان مرکزی داری سه روزنامه، 31 هفته نامه، 13 دو هفته نامه، 16 ماهنامه، سه 2 ماهنامه، 18 فصل نامه و 2 فصلنامه است.
روزنامه وقایع استان با مشی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی با مدیرمسئولی و صاحب امتیازی نیره یوسفی راد منتشر می شود.
7114/3075/
خبرنگار: شیما کریمی *** انتشاردهنده: حسین مهدی زاده

زندگی جهنمی با مجری مشهور تلویزیون


زندگی جهنمی با مجری مشهور تلویزیون  27مهر-96

همسر مجری مشهور تلویزیون بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک و تحمل سختی‌های زندگی با این چهره سرشناس، سرانجام توانش را از دست داد و راهی دادگاه خانواده شد تا حق و حقوق قانونی‌اش را بگیرد.


به گزارش ایسنا، ایران نوشت: زن میانسال پس ازورود به مجتمع قضایی خانواده - مستقردر میدان ونک - به طرف شعبه ۲۶۷ رفت و منتظر ماند تا برای طرح دادخواست به دادگاه احضار شود. می‌گفت، از روزی که با آقای مجری ازدواج کرده بود، یادش نمی‌آید در آرامش زندگی کرده باشند؛ یا باهم به تفریح، خرید یا رستوران رفته باشند. می‌گفت حتی وقتی فرزندشان مریض می‌شد، شوهرش دربیمارستان هم بی‌آنکه نگران حال فرزند بیمارشان باشد به این دلخوش بود که به دوستدارانش لبخند بزند و با آنها عکس یادگاری بگیرد. اما مشکل اصلی همسر آقای مجری این نبود؛ چراکه چند ماه پیش به دادگاه آمده بود تا پیگیر خواسته اجرت المثل ۲۰ سال زندگی مشترکشان باشد اما اختلاف‌های آنها عمیق‌تر از اینها بود.آشنایی‌اش با آقای مجری به سال‌های جوانی بازمی گشت. نخستین بار او را در دانشکده محل تحصیلش دیده بود. برنامه‌های جمعی دانشکده و برخی کلاس‌های مشترک باعث آشنایی بیشتر آنها شده بود؛ تا آنکه یکی از دوستان مشترک موضوع علاقه‌مندی آقای مجری را به میان کشید. اما دختر جوان تصمیمی برای ازدواج نداشت و ترجیح می‌داد بعد از تحصیل به این موضوع فکر کند. ولی اطرافیان و دخترهای فامیل آنقدر از اخلاق خوب آقای مجری و درآمد افسانه‌ای هنرمندان و قدم زدن روی فرش قرمز برایش حرف زدند که راضی شد موضوع را با پدرش در میان بگذارد. با این حال پدرش که فردی اهل مطالعه و دارای تجربه بود از سختی‌های زندگی با آدم‌های مشهور گفت و تصمیم نهایی را برعهده دخترش گذاشت. چند ماه بعد در حالی که هیچ یک از آنها هنوز فارغ‌التحصیل نشده بودند پای سفره عقد نشستند و زندگی مشترکشان را شروع کردند. مهریه‌ای که خانواده عروس پیشنهاد دادند ۳۰۰ سکه طلا بود، اما آقای مجری آن را به ۵۰۰ سکه افزایش داد.اما شیرینی جشن عروسی و وعده آن سکه‌ها از همان شب‌های اول زندگی بر دختر جوان تلخ شد چرا  که آقای مجری به بهانه‌ای قهر کرد و تا دو روز با همسرش حرف نزد. با این وضع عروس جوان دست به کار شد تا ضمن عذرخواهی موضوع را فیصله دهد. آن روز مسأله حل شد، اما چند روز بعد بهانه‌ای دیگر پیدا شد تا آقای داماد به قهرهایش ادامه دهد. این روال همچنان ادامه داشت تا اینکه عروس جوان بتدریج متوجه شد همسرش بشدت زودرنج، بهانه گیر و کم حوصله است. برای همین تا می‌توانست مراعات حالش را می‌کرد که اختلافی پیش نیاید. اما باز هم مسائل و مشکلات میان آنها تمامی نداشت. زن میانسال گفت: «آقای مجری نه تنها به من بی‌توجه بود، بلکه آنقدر در کار و روابط خصوصی‌اش غرق بود که به زندگی خانوادگی‌اش هیچ توجهی نمی‌کرد. در سال دوم زندگی مشترک مشکلاتمان بیشتر شد و خرجی ندادن هم به دیگرمشکلات اضافه شد. با این شرایط آقای مجری اجازه کار کردن و معاشرت با فامیل‌ها را هم برایم ممنوع کرده بود؛ ولی هر گاه که روی صحنه می‌رفت یا میکروفنی پیدا می‌کرد از حقوق زنان و همسران سخن می‌گفت! و...زن دل شکسته به یاد آورد که نخستین بار در همان روزهای سال سوم زندگی مشترکش قهر کرده و دادخواست طلاق داده، اما خیلی زود از کارش پشیمان شده بود.آن موقع همسرش اجازه ملاقات فرزند شش ماهه‌شان را به او نمی داد تا اینکه خانواده‌ها وساطت کردند تا با گرفتن مهریه‌اش به خانه برگردد و اگر مشکلاتشان دوباره شروع شد دادخواستش را پیگیری کند.زن سیاه بخت گفت: «وقتی به خانه برگشتم و بار دیگر فرزندم را در بغل گرفتم به خودم قول دادم تا بزرگ شدنش سختی‌ها را به جان بخرم و دم برنیاورم. تا سه سال پیش همه مشکلات قدیمی مثل بی‌احترامی، تحقیر و... همچنان میان من و شوهرم وجود داشت تا اینکه فرزندمان در یکی از دانشگاه‌های معتبر پذیرفته شد. در همان روزها مشاجره‌ای سخت میان ما درگرفت که همسرم همچون گذشته دست به روی من بلند کرد و در این درگیری بشدت مجروح شدم. شکایتم از آقای مجری باعث شد که رابطه مان برای همیشه قطع شود و بعد از سال‌ها دوباره پا در دادگاه‌های مختلف گذاشتمحالا همسر مجری سرشناس در میانسالی راهی دادگاه شده تا شاید بتواند حق و حقوق از دست رفته‌اش را از همسرش پس بگیرد.وقتی وارد شعبه ۲۷۶ شد، قاضی او را شناخت و پس ازمقدمه‌ای کوتاه گفت: «با توجه به اینکه شما سال‌ها پیش مهریه‌تان را دریافت کرده‌اید، تنها نفقه و اجرت المثل زندگی ۲۰ ساله به شما تعلق می‌گیرد. براساس نظر کارشناس هم میزان اجرت المثل - اجرت زحمت کار کردن در منزل همسر- حدود ۴۰ میلیون تومان اعلام شده که در صورت پرداخت نشدن از سوی شوهرتان باید اموالی از او معرفی کنید تا توقیف شود...»زن ناگهان حرف قاضی را قطع کرد و گفت: «من بابت مهریه یک خانه در همان سال‌ها دریافت کردم که در اجاره است. گرچه اجاره آن هم هرگز به دست خودم نرسیده اما در مورد اموال همسرم باید بگویم فقط یکی از خانه‌های او حدود یک میلیارد تومان ارزش دارد
 
قاضی دوباره گفت: «اشکالی ندارد مشخصات همان ملک را به طور مستند به دادگاه معرفی کنید تا برای کارشناسی بفرستیمچند دقیقه بعد زن از دادگاه خارج شد تا به دنبال تقدیرش برود. برای او ۲۰ سال زندگی با یک مجری مشهور نه تنها لطفی نداشت، بلکه خاطراتی تلخ در ذهنش باقی گذاشته بود ویک دنیا غم وحسرت و...

کارتون/تازه‌ترین ممنوع‌التصویر تلویزیون


کارتون/تازه‌ترین ممنوع‌التصویر تلویزیون 27 مهر -96
نخستین نشست خبری محمد علی نجفی، شهردار تهران
ظاهرا جدیدترین ممنوع التصویر صداوسیما، محمدعلی نجفی است؛ موضوعی که او بر اساس شواهد آن را تایید کرده و مسوولان تلویزیون هم آن را تاکنون تکذیب نکرده‌اند.
به گزارش ایسنا، خبرآنلاین نوشت: در حاشیه نشست خبری شهردار تهران و ابهاماتی درباره بر ممنوع التصویر شدن او نجفی گفت: شنیده‌ام که ممنوع التصویر شده‌ام!


تب جدید در ایران: می‌خواهم کُره‌ای شوم!


تب جدید در ایران: می‌خواهم کُره‌ای شوم! 27 مهر -96

این دیگه خیلی نوبرانه وجدید است .زیرا به دلیل ابزاری شدن دین و دخالت د رهمه شئونات زندگی فردی وخانوادگی وجامعه که برای 39 سال ادامه داشته  استه موجب شده تا ر ارزش ها دگرگون و جوانان بی هویت شوند و بهر دستآویزی چنگ  به زنند.

نازنین دختر ۱۹ ساله‌ای است که تمام زندگیش عشق به کره جنوبی است. او روی کوله‌پشتی و پولیوری که پوشیده برچسب‌هایی به زبان کره‌ای زده. او حالا دو سال است که تصمیم گرفته از ایران برود و در سئول زندگی کند.
به گزارش ایسنا، ایران در ادامه نوشت: هفته‌ای سه بار با مادرش به کلاس خصوصی زبان کره‌ای می‌رود و هر روز با گوش کردن به آهنگ‌ها و دیدن سریال‌ها تمرین می‌کند. او دلباخته خواننده‌ها و بازیگران کره‌ای است و اتاقش پر از عکس‌های آنها. اما این داستان تنها داستان نازنین نیست. به گفته روانشناسانی که با آنها صحبت کرده‌ام دختران و پسران جوان زیادی در ایران عاشق کره جنوبی هستند. دختران و پسرانی که تمام آرزویشان دیدن هنرمندان کره‌ای است و شاید بهتر باشد بگویم؛ کره‌ای شدن. این روانشناسان تأیید می‌کنند که با تب کره‌ای شدن مواجه هستیم تا جایی که حتی بعضی‌ها می‌خواهند عمل تغییر جنسیت بدهند تا شاید از این طریق بیشتر شبیه کره‌ای‌ها شوند. در این مرحله است که پدران و مادران ناچار از مراجعه به روانشناسان هستند. در این جلسات بزودی مشخص می‌شود که ادعای مطابق نبودن روح و جسم درست نیست و نیازی هم به عمل تغییر جنسیت نیست، بلکه ریشه قضیه خیلی ساده در هیجان کره‌ای شدن است. کره‌ای شدن؟ چرا و به چه دلیل؟
اولین پرده از داستان عشق ایرانی‌ها به کره جنوبی از سریال‌های تلویزیونی شروع شد. سریال‌هایی که هر شب مردم را پای تلویزیون میخکوب می‌کرد. قصه‌هایی از مردان دلیر و جنگجو یا زنانی که پا به پای مردها کار می‌کردند. «جواهری در قصر» و «امپراطور دریا» با بازیگرانی که بسرعت به دل مردم راه پیدا می‌کردند تب کره را در ایران شعله ور کردند. آن زمان تی‌شرت‌ها و عکس‌های این بازیگران بخوبی به فروش می‌رفت و رستوران‌های آسیای شرقی تهران هر روز شلوغ‌تر می‌شد. اما کار به اینجا ختم نشد و شبکه‌های ماهواره‌ای با انبوهی از سریال‌های ۵۰۰ قسمتی هم روی موج آمدند. چه کسی فکر می‌کرد این تب ریشه بدواند و حالا تبدیل به نوعی فرهنگ گریزی و آموزش زبان و رقص و آشپزی و حتی جنسیت گریزی شود. آیا با تغییر جنسیت می‌شود شبیه دختران و پسران کره‌ای شد؟ اگر بشود که به دردسرش می‌ارزد!
احمد اخوان روانشناس را در دفترش ملاقات می‌کنیم. او از دختران و پسرانی می‌گوید که برای مشاوره در مورد تغییر جنسیت به دفتر روانشناسی می‌آیند. نوجوانانی در سنین بین ۱۵ تا ۲۰ سال: «از فروردین تا حالا ۱۳ پرونده که ۹ پرونده متعلق به دختران و چهار پرونده متعلق به پسران بوده با تفکرات ترنس داشته‌ایم. سال پیش هم ۲۵ پرونده داشتیم. اغلب مراجعه می‌کنند تا ما خانواده‌ها را راضی کنیم که آنها عمل کنند یا برعکس؛ خانواده‌ها مراجعه می‌کنند که آنها را پشیمان کنیم. معمولاً هم بعد از آزمایش غدد می‌فهمیم هیچ مشکلی وجود ندارد. بعد از مشاوره هم متوجه تأثیرپذیری آنها از فیلم‌ها و سریال‌ها و خوانندگان کره‌ای می‌شویم و شروع می‌کنیم به درمان
اخوان برای ما از شکل لباس پوشیدن شبیه به هم مراجعین می‌گوید؛ دخترانی که لباس پسرانه می‌پوشند و پسرانی که موهای خود را صاف می‌کنند و روی صورتشان می‌ریزند: «بیشتر آنها بدون کلاس رفتن و در خانه زبان کره‌ای یاد گرفته‌اند و آنقدر مسلط هستند که به راحتی به این زبان صحبت می‌کنند. اغلب هم از طبقه اجتماعی متوسط به بالا هستند.» وی از دختری می‌گوید که هر روز به خواننده مورد علاقه‌اش ایمیل می‌زده و به او ابراز عشق می‌کرده و تمام آهنگ‌هایش را هم از حفظ بوده.
نازنین و مادرش از کلاس خصوصی زبان کره‌ای بیرون می‌آیند. فقط می‌شود از روی نمادها و کلمات کره‌ای که روی لباس و کیفش زده فهمید که او از عاشقان کره است. آنها را توی حیاط مؤسسه آموزش زبان خارجی می‌بینم. مادرش زنی جوان است و آن‌طور که خودش می‌گوید هفته‌ای سه بار با هم به کلاس خصوصی می‌آیند و قصدش این است که بزودی برای ادامه تحصیل دخترش به سئول بروند. از او می‌پرسم چرا کره جنوبی؟ می‌گوید: «هر دوتا عاشق کره هستیم و خب این همه آدم به جاهای مختلف دنیا مهاجرت می‌کنند و ما هم کره جنوبی را دوست داریم
انگار از سؤالم خوشش نیامده. نازنین وسط حرف می‌آید و با تعصب از علاقه‌اش به کره می‌گوید: «من مردمش را خیلی دوست دارم. با چند نفرشان توی شبکه‌های اجتماعی دوستم. باهم حرف می‌زنیم و بعضی وقت‌ها توی زبان کمکم می‌کنند. حتی یکی از آنها ایران آمد و همدیگر را دیدیم. خیلی مهربان و دوست داشتنی هستند

مادرش ساکت با چشمانی که تنگ شده و مشکوک به سؤال‌ و جواب‌ها گوش می‌دهد. از نازنین در مورد علاقه‌اش به موسیقی و سریال‌های کره‌ای می‌پرسم. لبخند روی لبش می‌آید و با ذوق خاصی از عشقش به خواننده‌ها و گروه‌های موسیقی کره‌ای می‌گوید: «آرزوی من است یک بار برم کنسرتشان. آنقدر به در و دیوار اتاقم عکس‌شان را زده‌ام که بعضی شب‌ها خواب می‌بینم وسط کنسرتم
به دفتر خانم روانشناسی در خیابان میرداماد می‌روم که به صورت تخصصی روی جوانان و نوجوانان کار می‌کند اما دوست ندارد نامی از وی در گزارش درج شود. او برای ما از تعداد بالای مراجعینی می‌گوید که برای تغییر جنسیت به مطبش می‌آیند و معتقد است رابطه معنی داری بین مراجعین تغییر جنسیت با علاقه آنها به سریال‌ها و انیمیشن‌ها و موزیک‌های کره‌ای وجود دارد: «نوجوانان خیلی زیادی با این گرایش دیده‌ام و معتقدم همبستگی مثبتی بین کسانی که اختلال هویت جنسی دارند با علاقه‌مندی آنها به سریال‌ها و فیلم‌های خارجی بخصوص کره‌ای وجود دارد. در واقع می‌توان این‌طور گفت که هر نماد یا مدلی که تفاوت زن و مرد را به حداقل می‌رساند، می‌تواند آسیب‌زا باشد
او برای ما از فیزیک مردان و زنان شرق آسیایی می‌گوید و اینکه سخت می‌شود فقط از روی صورت تشخیص داد که فرد مرد یا زن است و شاید یکی از دلایل این گرایش‌ها در نوجوانان نیز همین نوع فیزیک و صورت باشد: «البته نمی‌شود به راحتی گفت فقط به خاطر دیدن فیلم و سریال کره‌ای این اتفاق می‌افتد و حتماً دلایل دیگری هم وجود دارد
فهمیدن دلیل واقعی این همبستگی بین مردان و زنان جوانی که می‌خواهند تغییر جنسیت بدهند و تماشای فیلم‌های کره‌ای کار راحتی نیست. حتی برای روانشناسانی که در این گزارش با آنها صحبت کرده‌ام هم موضوع کمی پیچیده است. آنها معتقدند باید در این زمینه کار آزمایشگاهی و پژوهشی ویژه‌ای انجام داد. اما مصطفی زارعان روانشناس کودک و نوجوان مسأله را از زاویه دیگری بررسی می‌کند. او از پژوهشی در دانشگاه شهید بهشتی می‌گوید که بر روی محتوای قصه‌های درسی سه کشور ایران، ژاپن و آلمان انجام شده: «در این پژوهش بیشترین مفهومی که در دروس ایرانی تکرار شده، مطیع بودن است. آلمانی‌ها پشتکار و پیشرفت و ژاپنی‌ها پایبندی به ارزش‌های گروهی و پیشرفت را بیشتر مد نظر دارند. بنابراین وقتی ما در کتاب‌های درسی روی مطیع بودن تمرکز می‌کنیم و از طرف دیگر نمادهای فرهنگی مناسبی برای نسل جدید تولید نمی‌کنیم، خیلی عجیب نیست که این پدیده‌ها اتفاق بیفتد
زارعان از مراجعه پسری می‌گوید که از اعتماد به‌نفس پایینی برخوردار بوده و عشق بی‌حد و اندازه‌ای به رقص کره‌ای داشته: «تمام زندگی‌اش را برای یاد گرفتن زبان کره‌ای و رفتن از ایران گذاشته بود. دلش می‌خواست در کره درس بخواند و رقص یاد بگیرد.» او نیز یکی از دلایل علاقه جوانان و نوجوانان ایرانی به کره‌ای‌ها را فیزیک و شکل صورت کره‌ای‌ها می‌داند: «آنها صورت معصوم و کودکانه‌ای دارند و این معصومیت گرایش را بیشتر می‌کند.»همین چند روز پیش بود که خبری از حضور یک خواننده ترکیه‌ای در ایران بحث داغ شبکه‌های اجتماعی شده بود.
خواننده‌ای که برای افتتاح یک رستوران به تهران آمد و با هجوم طرفدارانش مواجه شد. هواداران برای گرفتن سلفی سر از پا نمی‌شناختند و این شور و اشتیاق آنها حتی برای خود آقای خواننده هم عجیب بود. طرفداران ترکیه، کره، آلمان، فرانسه یا امریکا؛ شاید هیچ یک از اینها اتفاق جدیدی نباشد و تنها الگوهاست که تغییر می‌کند. کشور بعدی کجاست، برزیل یا بلاروس؟

سرنوشت متفاوت جهانگیری‌ها


سرنوشت متفاوت جهانگیری‌ها 27 مهر -96
فعلاً پس از حذف رفسنجانی از سوی سازمان اطلاعات پاسداران گویا طرح وتوطئه هایی برای روحانی و معاون اولش کلید زده شده است  که با بازداشت وتشکیل پرونده بسیار سنگین فسادمالی واقتصادی وبانکی برای شان شروع  شده است.
جهانگیری
از ‌شمالی‌ترین ‌مرکز شهرستان استان هرمزگان یعنی حاجی‌آباد باید به سمت شمال رفت و از ارزوئیه، یکی از شهرستان‌های جنوبی استان کرمان به سمت جنوب، جایی در حدود مرزی استان‌های کرمان و هرمزگان، جایی بین شهرستان‌های بافت و جیرفت، در میان کوه‌های معدنی و در میان درختان بادام تلخ و زیتون، کوهی روستایی است با نام کوهشاه. منطقه‌ای محروم با راهی همچنان صعب‌العبور برای رفت‌وآمد.
به گزارش ایسنا، شرق در ادامه نوشت: روستایی که با وجود اتصال نامش به انتهای نام‌خانوادگی معاون اول رئیس‌جمهور، محل تولد اسحاق جهانگیری‌کوهشاهی نیست. اصالت خانوادگی اسحاق را جایی بین بافت، جیرفت، هرمزگان و سیرجان روایت می‌کنند.
نامه‌ای برای پدر ٢شهید
پدر خانواده، حسن جهانگیری، کارگر معدن کرومیت آبدشت بود. یکی از معادن توابع اسفندقه. زندگی در اسفندقه و کار در معدن اما تا پیش از تولد اسحاق و چهار برادر دیگرش تمام شده و خانواده جهانگیری به سیرجان کوچ می‌کنند. حسن جهانگیری پس از انتقال از معدن آبدشت تا پایان بازنشستگی کارمند اداره کشاورزی سیرجان ماند.
پدر خانواده جهانگیری تا همین چند سال پیش در سیرجان زندگی می‌کرد و درگذشت او در تیرماه سال ٨٩ یکی از مرگ‌هایی بود که مقام معظم رهبری برایش پیام تسلیت نوشتند. ایشان در این پیام که حجت‌الاسلام محمدی‌گلپایگانی آن را ابلاغ کرد، درگذشت پدر دو شهید را تسلیت گفتند. اسحاق جهانگیری درباره پدرش این‌طور می‌گوید: «زمانی که مسئول جهاد کرمان بودم، مسئولیت جنگ جهاد را برعهده داشتم و مدام باید به جبهه می‌رفتم. مادرم نگرانم بود که پس از یعقوب و محمد من هم به شهادت برسم. اما پدرم تحمل بیشتری داشت. برادر عزیزم حاج‌قاسم سلیمانی چند بار به من گفت خانواده شما به اندازه کافی داغدار شده است و شما دیگر نباید در جنگ شرکت کنید». رابطه نزدیک دو هم‌استانی - اسحاق جهانگیری و قاسم سلیمانی- برای سال‌های طولانی ادامه داشته اما این نزدیکی زمانی بیشتر خودش را نشان داد و رسانه‌ای شد که «حاج‌قاسم» در اولین روز سال ٩٦ به دیدار مادر خانواده جهانگیری رفت و تصویر آن در شبکه‌های اجتماعی بارها و بارها بازنشر داده شد. دیداری که اسحاق آن را در اینستاگرامش صمیمانه توصیف کرد و نوشت: «از مادرم پرسیدم؛ مادر چقدر سردار را دوست داری؟ با لحنی مهربان و مادرانه گفت: خیلی. رفتار مادرم با سردار مثل فرزند خود بود و به ایشان عیدی هم داد».
اولین شهید سیرجان
خانواده جهانگیری پنج پسر داشت. منهای دو پسر نسبتا مشهورتر خانواده جهانگیری یعنی اسحاق و مهدی و ابراهیم که شهرت کشوری کمتری دارد، این خانواده دو پسر شهید دارد. یکی در روزهای ابتدایی جنگ به شهادت رسید و دیگری در سال ٦٣ و در عملیات بدر. اسحاق شهادت برادرش محمد را این‌طور روایت می‌کند: «اوایل جنگ بود که برادرم به هویزه رفت و به همراه شهید چمران در جنگ‌های نامنظم شرکت کرد و در آبان همان سال ٥٩ در سوسنگرد شهید شد. زمانی که خبر شهادت محمد را برای من آوردند، من مسئول جهاد جیرفت بودم و خودم را بلافاصله به کرمان رساندم اما جسد محمد نیامد. ٤٠٠ روز طول کشید تا سوسنگرد آزاد شد و جسد محمد به دست ما رسید». روایت مشابه همین را هم ابراهیم جهانگیری، دیگر برادر خانواده دارد. ابراهیم که سال ١٣٩٤ رد صلاحیت مانع از حضورش در رقابت انتخاباتی برای مجلس شورای اسلامی شد، در فیلم تبلیغات انتخاباتی‌اش می‌گوید: «برادرم اولین شهید سیرجان بود. به نوعی که برای کسانی که می‌خواستند مراسم شهدا را برگزار کنند هم تازگی داشت که چطور باید این مراسم را برگزار کنند. در پاریز، مدیر دبستان باستانی‌پاریزی بودم که خبر شهادت برادرم را به من دادند. از طریق ژاندارمری سیرجان اطلاع دادند که شما باید به سیرجان بیایید. ما هم وقتی به همراه جمعی از دوستان به سیرجان آمدیم خبر شهادت برادرم را دریافت کردیم». آن سال‌ها هنوز لشکر ٤١ ثارالله تأسیس نشده بود و رزمنده‌های کرمان مانند قاسم سلیمانی در گردانی تحت عنوان گردان کرمان در جبهه حضور داشتند. محمد جهانگیری در قالب همان گروه در جبهه حضور یافته بود و شهید شد. محمد فرزند چهارم از خانواده جهانگیری‌ها بود. متولد ٤١ و سه سال کوچک‌تر از دیگر برادر شهید خانواده یعنی یعقوب که متولد سال ٣٨ بود و در سال ٦٣ شهید شد.
ابراهیم در آتش
فرزند اول خانواده اما ابراهیم است. متولد سال ٣٦ و کمتر از یک سال بزرگ‌تر از اسحاق. ابراهیم جهانگیری تا همین دو سال پیش شهرت چندانی نداشت و پیش از سال ٩٢ به ندرت کسی او را می‌شناخت. جزء اولین مدیرانی بود که پس از ریاست‌جمهوری حسن روحانی در استان کرمان پست گرفت. در دولت اصلاحات معاون اداره کل آموزش‌وپرورش کرمان بود و در زمان دولت‌های نهم و دهم بازنشسته شد. تنها چند ماه پس از ریاست‌جمهوری حسن روحانی و حتی پیش از معرفی استاندار جدید استان کرمان، از او دعوت به کار کردند و مدیرکل آموزش‌وپرورش استان کرمان شد. ابراهیم جهانگیری که به شهادت اطرافیان در میان برادران جهانگیری آرام‌ترینشان است، در یک صحنه دیگر هم خیلی زود حضورش را قطعی کرد. سال ٩٣ و یک سال و چند ماه زودتر از انتخابات مجلس دهم به‌عنوان کاندیدای رسمی اصلاح‌طلبان سیرجان در انتخابات مجلس از سوی شورای اصلاح‌طلبان سیرجان معرفی شد. ابراهیم درباره دلیل معرفی زودهنگامش برای کاندیداتوری به ماهنامه محلی عصرانه می‌گوید: «زیاد مایل به ورود آنچنانی به عرصه انتخابات نبودم. دوستان اصلاح‌طلب سیرجانی در جلسه‌ای رأی‌گیری کرده بودند و این‌طور که خودشان می‌گویند بنده بالاترین رأی را برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس آورده بودم. خودم از طریق شبکه‌های مجازی از این تصمیم مطلع شدم و بعد اعتراض کردم که بهتر بود خودم را هم در جریان می‌گذاشتید». ماجرای کاندیداتوری ابراهیم که با این غافلگیری آغاز شد با غافلگیری ردصلاحیت او خیلی زود به پایان رسید. داستان رفت‌وآمد و رد صلاحیت او هم قصه پرفرازونشیبی بود. آن‌طور که خود ابراهیم جهانگیری می‌گوید هنوز خودش نفهمیده چرا صلاحیتش برای حضور در مجلس شورای اسلامی مورد تأیید قرار نگرفته است. رد صلاحیت ابراهیم برای انتخابات مجلس گره کوری بود که چند بار تا آستانه بازشدن پیش رفت. به نوعی که تا یک روز پیش از انتخابات همچنان شایعه تأیید صلاحیت ابراهیم جهانگیری دهان‌به‌دهان چرخید و در نهایت اصلاح‌طلبان سیرجان از معرفی کاندیدای جایگزین غفلت کرده و رقیب جهانگیری بر صندلی‌های سبز بهارستان تکیه زد.
از معیت مرعشی تا صدارت روحانی
پس از ابراهیم، اسحاق دومین فرزند خانواده است. کسی که وقتی برای تحصیلات دانشگاهی از سیرجان به کرمان می‌رود، زندگی کاری و تحصیلی‌اش به‌کلی تحت‌الشعاع فعالیت‌های سیاسی‌اش قرار می‌گیرد. تحصیل در رشته فیزیک در دانشگاه کرمان، او را به جمع دانشجویان فعال سیاسی دانشگاه کرمان وارد می‌کند. جمعی که تحت عنوان تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دور هم جمع شده و پیش از انقلاب به مبارزات سیاسی مشغول بودند. جمعی متشکل از جوانان مذهبی که چهره‌هایی همچون سیدحسین مرعشی، یدالله اسلامی، محمدعلی کریمی و اسحاق جهانگیری در میان آنهاست. ارتباط فکری و تشکیلاتی اعضای این تشکل با استاندار وقت کرمان یعنی حمید میرزاده، حسین مرعشی را به صندلی معاونت سیاسی-‌امنیتی استانداری کرمان در اولین سال‌های پس از پیروزی انقلاب می‌رساند. پس از حضور مرعشی در این جایگاه و پس از آن، تصدی کرسی استانداری کرمان، یک‌به‌یک اعضای تشکل جامعه اسلامی سرنوشت سیاسی تازه‌ای پیدا می‌کنند. کریمی به سپاه رفت، یدالله اسلامی، نماینده مردم بافت، در مجلس شورای اسلامی شد و اسحاق راه جهاد سازندگی جیرفت و نمایندگی در مجلس شورای اسلامی را طی کرد. هفت سال در مجلس شورای اسلامی ماند و وقتی غلامحسین کرباسچی از استانداری اصفهان به شهرداری تهران رفت، اسحاق استاندار دولت اول هاشمی‌رفسنجانی در اصفهان شد. وزارت صنایع و معادن در دولت اصلاحات دیگر تجربه اجرائی او پیش از به‌قدرت‌رسیدن محمود احمدی‌نژاد بود. اسحاق، در میان دیگر برادران جهانگیری، سیاسی‌ترینشان است. کسی که همین حالا و در مقام معاون اولی رئیس‌جمهور از شرکت در کنگره حزب کارگزاران سازندگی ابایی ندارد. او که از اولین مؤسسان کارگزاران بود، از اعضای بنیاد باران نیزهست.
از مهدی جهانگیری تا م. ج
مهدی جهانگیری یا م. ج، این روزها، آخرین فرزند خانواده حسن جهانگیری‌کوهشاهی است. او در بین همه برادران جهانگیری از همه اقتصادی‌تر، جوان‌تر و پرحاشیه‌تر است. یکی از مهم‌ترین تصاویری که از مهدی در کنار اسحاق وجود دارد به سال ٩٤ و در حاشیه نشست مشترک اتاق بازرگانی تهران و معاون رئیس‌جمهور برمی‌گردد. هفته‌نامه اقتصاد کرمان از صحبت‌های درگوشی اسحاق و مهدی در این نشست مشترک که زیر نور متعدد فلاش دوربین عکاسان رخ داد به‌عنوان مهم‌ترین اتفاق آن نشست یاد می‌کند که رئیس کل بانک مرکزی و وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت هم در آن حضور دارند. آن سخنان درگوشی از آن جهت اهمیت دارد که برادر بزرگ‌تر نماینده دولت است و برادر کوچک‌تر نایب‌رئیس اتاق بازرگانی تهران.
ارتباط مهدی جهانگیری با مشایی به زمان ریاست اسفندیار رحیم‌مشایی بر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برمی‌گردد. وقتی که مهدی اقتصادی‌ترین سمت سازمان میراث فرهنگی، یعنی معاونت سرمایه‌گذاری این سازمان را بر عهده داشت و پس از یک اتفاق مجبور به استعفا شد. در جریان مراسم افتتاح همایش «فرصت‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری ایران» بود که ۱۲ خانم با لباس محلی، دف‌زنان بر روی سن ظاهر شدند و درحالی که قرآن را در سینی گذاشته بودند آن را به قاری تحویل دادند. این نمایش با اعتراض دو نفر از مراجع همراه شد و در نهایت مهدی جهانگیری را در آبان‌ماه سال ٨٧ مجبور به استعفا از سمت خود کرد. استعفایی که شروع ترقی اقتصادی او بود. او پس از استعفا، گروه مالی گردشگری را ایجاد کرد و پس از آن شرکت خصوصی «سمگا» (سرمایه‌گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران) را تأسیس کرد و توانست زیرمجموعه‌های فراوانی برای آن ایجاد کند، زیرمجموعه‌هایی مانند: بانک گردشگری، شرکت سرمایه‌گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران (سمگا)، مجتمع فولاد صنعت بناب، شرکت سرمایه‌گذاری نگین، هلدینگ صنایع و معادن ماهان، توسعه امید افق گردشگری، شرکت افق گردشگری ایرانیان، مرکز آموزشی علمی کاربردی کاراد، شرکت باشگاه گردشگری ایرانیان، شرکت کارت گردشگری پارس، شرکت توسعه فناوری اطلاعات گردشگری ایران، شرکت توسعه مجتمع‌های خدماتی و رفاهی پارس زیگورات، شرکت توسعه گردشگری آریا زیگورات و تجارت بین‌الملل هموطا آریا.
این اندوخته مالی در کنار انتساب خانوادگی او به دولت تدبیر و امید کم‌کم انتقاداتی را در بین اصولگرایان برانگیخت. ابتدا وب‌سایت الف متعلق به احمد توکلی و پس از آن روزنامه کیهان و این اواخر علیرضا زاکانی از برادر معاون اولین رئیس‌جمهوری گفتند. «الف» مدعی رانت‌خواری مهدی جهانگیری با کمک مشایی و بقایی و البته مرتضی تمدن (استاندار وقت تهران) شد و زاکانی اردیبهشت امسال گفت: «در پتروشیمی دست دارند، بانک گردشگری برای چه کسی است؟ برای برادر محترم آقای جهانگیری است که در دولت قبل آن را گرفته است». این مواضع علیه مهدی جهانگیری در نهایت به خبر بازداشت او در کرمان منجر شد که غلامعلی ابوحمزه، فرمانده سپاه کرمان، اعلام کند جهانگیری را سپاه ثارالله کرمان بازداشت کرده است.
اسحاق غیرمنتظره

اسحاق جهانگیری مشهورترین برادر در بین برادران جهانگیری است. او از اول انقلاب در سمت‌های متعددی نقش ایفا کرد از جمله نمایندگی مجلس، استانداری اصفهان و و بعدتر با وزارت صنایع در دولت اصلاحات در سطح ملی مطرح شد. هرچند اسحاق جهانگیری برای مردم نامی آشنا بود اما وقتی در اولین مناظره تلویزیونی انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ با او روبه‌رو شدند، یکه خوردند؛ کمتر کسی فکر می‌کرد این سیاست‌مدارِ آشنا و کم‌حاشیه این‌چنین در اولین مناظره توانمند ظاهر شود و از اصلاحات دفاع کند. درخشش معاون‌اول در مناظره‌ها، او را به یکی از چهره‌های اصلی اصلاح‌طلبان تبدیل کرد؛ به‌نحوی‌که بعد از مناظره‌ها چشم‌انداز ۱۴۰۰ با جهانگیری ترسیم شد. اسحاق تنها برادر از خانواده جهانگیری نبود که نامش در مناظره‌ها مطرح شد. پای سه برادر دیگر اسحاق جهانگیری نیز هر کدام به‌نحوی به مناظره‌ها باز شد. زمانی که محمدباقر قالیباف به اسحاق جهانگیری حمله کرد و به برادران شهید جهانگیری اشاره کرد، اسحاق جواب داد: «من نگفتم خانواده شهید هستم یا نیستم. به‌جای خود اگر لازم شد می‌گویم چه کسی ارزشی است و چه کسی نیست».
 
در مناظره سوم بود که قالیباف به مهدی جهانگیری برادر سرمایه‌دار معاون‌اول اشاره کرد و او را بر سر زبان‌ها آورد. انتخابات تمام شد و معاون‌اول دولت یازدهم در دولت دوازدهم به کار خود ادامه داد. اما مدتی بعد از دستگیری برادر رئیس‌جمهور، برادر معاون‌اول هم دستگیر شد اما برخلاف مورد اول تا الان موفق نشده است با قید وثیقه آزاد شود. اسحاق جهانگیری در واکنش به این اتفاق در حساب توییتر خود نوشت: «اطلاع دقیقی از دلیل، چگونگی دستگیری، اتهام، ضابط و شاکی برادرم ندارم، البته وی هیچ‌گونه مسئولیت و فعالیت دولتی ندارد. مسئله قابل پیش‌بینی بود و باید صبر کرد. امیدوارم سوءاستفاده سیاسی نباشد و عدالت، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون برای همه یکسان اجرا شود». باید تأکید کرد مهدی جهانگیری برخلاف برادر خود که با پایان دولت اصلاحات از عرصه دولت دور شد، در دولت نهم و دهم به دولت نزدیک و بعد از آن به بخش خصوصی رفت و به یکی از سرمایه‌داران بزرگ تبدیل شد.
آخرین خبر اینکه روز گذشته سخنگوی حزب کارگزاران گفت که هیچ ارتباطی بین مهدی جهانگیری و کارگزاران وجود ندارد. به گزارش ایسنا حسین مرعشی افزود: آقای مهدی جهانگیری نه عضو کارگزاران است و نه هیچ‌وقت عضو کارگزاران بوده، نه با هیچ‌کدام از مؤسساتی که در کرمان ازسوی مؤسسه مولی‌الموحدین احداث شدند ارتباطی دارد. بین مهدی جهانگیری و این مجموعه هیچ ارتباط سهامی یا تخصصی یا کاری وجود نداشته است. آقای مهدی جهانگیری در تهران با جمعی از دوستان خود بانک گردشگری را تأسیس کرده و هیچ ارتباطی هم بین مجموعه‌هایی که تحت مدیریت مؤسسه مولی‌الموحدین است، با ایشان وجود ندارد.

واکنش اوین نامه کیهان به گفته‌های عارف درباره رفع حصر


واکنش اوین نامه کیهان به گفته‌های عارف درباره رفع حصر 27 مهر -96
نیش عقرب نه از ره کین است  ، اقتضای طبیعتش این است.
سربازجو شریعت نداری و اوین نامه  تبلیغاتی اش همچون رشد بیش ازحددندان های موش وخرگوش است  که مجبورند مدام درحال جویدن باشند تامانع از رشد بیش از حد دندان های شان باشند . این جانور شبه آدم هم چنین است .باید مدام سناریو سازی و پاچه گیری از مخالفان ومنتقدان و رقبا بکند تا روزش شب و شبش صبح شود .
عارف
«ماجرای خیانت سران فتنه در آشوب نیابتی سال ۸۸ بازی یا معامله نیست که بتوان درباره آن از تعبیر برد - برد استفاده کرد. هیچ نظامی با خائنین به کشور معامله برد - برد نمی‌کند. تلخی و بزرگی این خیانت آن قدر مشهود است که آقای عارف اذعان می‌کند برای رهاندن سران فتنه، دست به پنهان‌کاری زده‌اند
به گزارش ایسنا، روزنامه کیهان نوشت: «محمدرضا عارف می‌گوید رفع حصر باید یک بازی برد - برد باشد. وی در پاسخ به سؤال خبرگزاری ایلنا گفته است: معتقدم در برخی از امور نباید مسائل را رسانه‌ای کنیم و به جای آن باید برای حل مشکل اقدام کنیم. در واقع باید احتیاط کنیم و شرایط کشور و نهادهای دست‌اندرکار را در نظر بگیریم و کمیته‌ای که در فراکسیون تشکیل شد نیز در همین مسیر بود.
وی می‌افزاید: در تابستان ۹۲ در مسیر ایجاد گشایش در بحث حصر تا حدودی نزدیک شده بودیم. از طرفی با رویکردی که ما داریم و با شناختی که از نهادهای مختلف دارم، می‌دانم این موضوع باید یک موضوع برد - برد باشد. نباید یک جریان بخواهد از آن به نفع خود استفاده کند. با این حال برخی اظهار نظرها در رسانه‌ها کار را به تأخیر می‌اندازد. شما به برخی موضع‌گیری‌ها در شهریور ۹۲ نگاه کنید. بنابراین بنده همواره به اعضای فراکسیون گفته‌ام که اگر کاری می‌کنید، بی‌ سر و صدا موضوع را دنبال کنید. به دلیل مدیریت این مسائل، کمیته رفع حصر تشکیل شد و بلافاصله پس از تشکیل، تأکید کردم این موضوع به هیچ عنوان رسانه‌ای نشود. برنامه‌ای مشخص داشتیم و ملاقات‌هایی نیز در نظر گرفتیم که گام به گام انجام دهیم اما متأسفانه پس از اولین ملاقات، یک عضو بیرون از کمیته رفع حصر موضوع را رسانه‌ای کرد و ادامه کار با تأخیر ناخواسته روبه‌رو شد
این روزنامه در ادامه مدعی شد، « آقای عارف تحت فشار فتنه‌گران و افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی است.» و نوشت، در این نکته «تردیدی وجود ندارد».
کیهان همچنین بر این باور است که «این طیف (فتنه‌گران و افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی) طی چند سال گذشته علناً از عارف به عنوان اصلاح‌طلب بدلی و قلابی و تحریک شده نیروهای امنیتی نام بردند و پس از حضور وی در مجلس نیز بارها وی را مورد اهانت و سرزنش قرار داده‌اند تا از این طریق وی را وارد بازی خود کنند

این روزنامه در عین حال متذکر می‌شود که «ماجرای خیانت سران فتنه در آشوب نیابتی سال ۸۸ بازی یا معامله نیست که بتوان درباره آن از تعبیر برد - برد استفاده کرد.» و ادامه می‌دهد: «چنین خیانتی در حکم بغی و محاربه است و مجازات آن روشن است. در عین حال سران فتنه صرف‌ نظر از این که نظام برای خیانت آنها چه مجازاتی را در نظر بگیرد، موظفند از نظام و مردم عذر تقصیر بخواهند. هیچ نظامی با خائنین به کشور معامله برد - برد نمی‌کند. تلخی و بزرگی این خیانت آن قدر مشهود است که آقای عارف اذعان می‌کند برای رهاندن سران فتنه، دست به پنهان‌کاری زده‌اند

قلیانیست‌ها!


قلیانیست‌ها! 27 مهر -96

 روی آوری  به قلیان  کشی که گفته شده  شامل 90% می شود آنسوی معادله رشد روز افزون مصرف موادمخدر است که ناشی از خفقان تحمیلی وانقباض جامعه و عدم وجود مراکز تفریحاتی وسرگرمی و سالم در کشوراست.

انتشار عکس‌های متعدد از استعمال دخانیات توسط ستاره‌ها فوتبال را وارد یک بحران جدید کرد.
به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: «تعارف که نداریم! این برای نخستین‌ بار نیست که صدای قُل‌قُل قلیان در فوتبال ایران بلند شده و دود ناشی از آن فضایی مسموم به وجود آورده است! چند روز قبل عکس قلیان‌کشیدن فرشاد احمدزاده و کمال کامیابی‌نیا در فضای مجازی منتشر شد. بعد نوبت به محسن مسلمان رسید و حالا یک تصویر از قلیان‌ کشیدن وریا غفوری در شبکه‌های اجتماعی دست‌ به ‌دست می‌چرخد! البته این‌ بار هم چون پای بازیکنان استقلال و پرسپولیس در این افشاگری‌ها وسط است،‌ سروصدای مربوط به این قلیان‌کشی‌ها به قدری زیاد است که باعث نگرانی‌های بسیار زیاد شده است. کار به جایی رسیده که کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال هم به این موضوع بسیار حساس ورود کرده و در روزهای آینده باید شاهد برخورد جدی مسئولان با افرادی باشیم که لقب «قلیونی» به نام آنها ثبت شده است!
عمومیت قلیان در جامعه
وقتی در اینترنت درباره قلیان جست‌وجو کنیم به واقعیت تلخ و آمارهایی خواهیم رسید که نشان می‌دهد امروزه بیش از ٨٠‌درصد مردم ایران قلیان می‌کشند. مسأله نگران‌کننده‌تر سرعت حیرت‌انگیز آن بین جوانان و نوجوانان و حتی دختران جامعه است. در چنین شرایطی آنهایی که خیلی به آینده بدبین هستند یک پیام نگران‌کننده با مضمون «هر ایرانی، یک قلیان» می‌دهند. از طرفی کشیدن قلیان در جامعه ما جرم نیست. در اکثر خانه‌ها قلیان وجود دارد و این پدیده به جدی‌ترین و دم‌دست‌ترین تفریح ایرانی‌ها تبدیل شده است. در چنین شرایطی هر کسی قهوه‌خانه، سفره‌خانه و کافه سنتی یا مغازه فروش قلیان و زغال و تنباکو و... داشته باشد به عبارتی خیلی ساده نانش در روغن است. همین محبوبیت بسیار زیاد قلیان بین مردم ایران باعث شده است تعداد قهوه‌خانه‌ها و مراکزی که در آن قلیان به مشتریان ارایه می‌شود سر به فلک بکشد و خیلی بیشتر از آن چیزی باشد که هر کسی تصور آن را می‌کند.
فوتبالیست‌های دودی
قلیان ریشه فرهنگی و تاریخی در جامعه ایران هم دارد و در تمام سالیان گذشته برنامه‌ریزی‌های زیادی برای حذف آن صورت گرفته است اما هیچ‌وقت این پروژه با موفقیت اجرایی نشده است. به همین‌ خاطر همه قلیان می‌کشند و فوتبالیست‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آنها درست است که ورزشکار هستند و اصلا هیچ سنخیتی بین ورزش و قلیان و دود وجود ندارد اما به قول خداداد عزیزی بیش از ٩٠‌درصد فوتبالیست‌های ایرانی قلیان‌کش هستند و آن ١٠‌درصد دیگر سیگار و مخدرهای دیگر علاوه بر قلیان مصرف می‌کنند! ضمن این‌ که در سال‌های اخیر اخباری درباره استعمال سیگار، ‌شیشه،‌ گل و حشیش بین فوتبالیست‌ها و همچنین استفاده از ترامادول بارها و بارها منتشر شده است.
قلیان در آیین‌نامه انضباطی جایی ندارد!
در آیین‌نامه انضباطی کنونی فوتبال ایران‌ هیچ اشاره صریحی به تخلف استعمال دخانیات نشده است اما در آیین‌نامه جدید در بخش جرایم برای آن دسته از اهالی فوتبال که در محوطه برگزاری مسابقات و تمرینات تیم‌ها اقدام به کشیدن سیگار و دخانیات می‌کنند، جرایم و تنبیهات قابل توجهی در نظر گرفته شده است. در سال‌های اخیر البته کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال مرجع رسیدگی به تخلفات مربوط به استعمال دخانیات و قلیان از سوی فوتبالیست‌ها در شرایطی بوده که خبر یا تصویری در این زمینه منتشر شده باشد. اخیرا هم بعد از افشاگری‌ها و فیلم و تصاویر منتشر شده درباره قلیان‌ کشیدن فوتبالیست‌ها،‌ کمیته اخلاق رسما به پرونده این تخلفات ورود کرده است. البته در آیین‌نامه این کمیته هم هیچ بند مشخص و واضحی درباره غیر قانونی بودن مصرف قلیان و دخانیات وجود ندارد. منتهی کمیته اخلاق برای پرونده‌هایی مانند خالکوبی،‌ انتشار عکس با بانوان بی‌حجاب،‌ انتشار عکس با ظاهر نامتعارف فوتبالیست‌ها و... از این بند مخصوص «هر رفتار و اعمالی که تمامیت فوتبال را در منظر عمومی مخدوش کند» استفاده می‌کند و بر اساس آن برای افراد متخلف تنبیه در نظر می‌گیرد. با این وجود این آیین‌نامه نیاز جدی به بازنگری و اصلاح و به‌ روز شدن دارد. از یک طرف کمیته اخلاق وظیفه‌اش رسیدگی به پرونده‌های این‌چنینی است اما از طرف دیگر قانون کاملا مشخصی برای برخورد با متخلف وجود ندارد.
انتشار عکس فوتبالیست‌های قلیانی در فضای مجازی
حدود ٥‌ سال پیش برای نخستین‌ بار این مسأله در فوتبال ما به‌ صورت جدی مطرح شد و مردم با عمق فاجعه با افشاگری‌هایی که از استعمال قلیان توسط بازیکنان تیم امید در کیش انجام شد، روبه‌رو شدند. از همان موقع محسن مسلمان و پیام صادقیان که متهمان اصلی این پرونده بودند، هر گونه حضور در سفره‌خانه هتل را تکذیب کردند. از آن روز به بعد چند باری افشاگری‌هایی درباره قلیان‌ کشیدن فوتبالیست‌ها در مقاطع زمانی مختلف مطرح شد و نفرات بسیار زیادی به کمیته اخلاق احضار شدند. این رسیدگی‌ها البته باعث نشد استعمال قلیان توسط فوتبالیست‌ها متوقف شود و ادامه‌دار بودن این روند بد،‌ بحران روزهای اخیر را به وجود آورد که تصاویر ستاره‌های سرشناس هنگام کشیدن قلیان در رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر شده است. فرشاد احمدزاده،‌ کمال کامیابی‌نیا،‌ وریا غفوری، ‌محسن مسلمان،‌ مهدی رحمتی،‌ حنیف عمران‌زاده و... سرشناس‌ترین ستاره‌هایی هستند که انتشار عکس و فیلم آنها در حال کشیدن قلیان سروصدای زیادی در محافل ورزشی در مقاطع زمانی مختلف به راه انداخته است و با شرایط کنونی این انتظار وجود دارد که شاهد انتشار عکس قلیان بازیکنان دیگر فوتبال ایران هم باشیم.
فتوشاپ است!
بعد از بازی رفت پرسپولیس مقابل الهلال وقتی تصویر فرشاد احمدزاده و کمال کامیابی‌نیا در سفره‌خانه منتشر شد،‌ آنها با تکذیب کشیدن قلیان اعلام کردند که تصویر منتشرشده فتوشاپ بوده و برای ضربه‌ زدن به آنها این افشاگری دروغ انجام شده است. وریا غفوری، ستاره استقلال هم در مصاحبه‌ای به انتشار عکسش‌ با قلیان این گونه واکنش نشان داد: «زمانی که این عکس‌ها را دیدم از ته دل خندیدم و البته تأسف خوردم برای کسانی که سوژه پیدا نمی‌کنند و می‌خواهند حاشیه درست کنند که البته قطعا موفق نمی‌شوند. واقعا این عکس خنده‌دار است و نمی‌دانم فتوشاپ از این تابلوتر هم می‌شود؟ خنده‌دار است که حتی بخواهم در مورد آن توضیح بدهم. شلنگ را در دماغ من کرده‌اند و می‌گویند عکس برای خودت هست
محسن مسلمان نیز که بارها و بارها قلیان کشیدن را در مصاحبه‌های مختلف تکذیب کرده بود، حالا با انتشار فیلم قلیان‌ کشیدن خودش روبه‌رو شده است. در بین تمام فوتبالیست‌ها البته صادقانه‌ترین حرف را مهدی کیانی، کاپیتان تراکتورسازی زد که گفته بود گاهی‌ اوقات تفننی قلیان می‌کشد. موضوع مهم اما اینجاست که تکذیب‌ کردن واقعیت این عکس‌ها توسط فوتبالیست‌هایی که میلیون‌ها طرفدار دارند، طبیعی است! آنها در شرایطی قلیان‌ کشیدن و این تصاویر را تکذیب می‌کنند که واقعیت مصرف قلیان بین فوتبالیست‌هایی که به خاطر فلسفه ورزش و الگو بودن خود به هیچ‌ عنوان نباید قلیان بکشند،‌ فتوشاپ نیست!
ورود دادستان تهران
جعفری دولت‌آبادی با ذکر این نکته که باید از عرضه قلیان در اماکن عمومی جلوگیری شود، گفت: متاسفانه امروزه ضرب‌المثل قدیمی که «دود از کنده بلند می‌شود» به تدریج مستحیل شده و با توجه به اقبال جوانان و برخی ورزشکاران نسبت به استعمال قلیان، باید گفت امروزه دود از قلیان برخی ورزشکاران و جوانان بلند می‌شود
کمیته اخلاق ورود می‌کند
ریشه‌کن‌ کردن مصرف قلیان موضوعی نیست که وظیفه مدیران فدراسیون فوتبال باشد و تصمیم و برنامه‌ریزی‌ای است که باید در سطح کلان از سوی مسئولان کشوری مرتبط با این پرونده مهم انجام شود. در این میان البته هر فوتبالیستی که گاف بدهد پایش به کمیته اخلاق باز خواهد شد. مرتضی تورک، رئیس کمیته اخلاق هم اخیرا به‌ صراحت درباره قلیانی‌ها این صحبت‌های بسیار مهم را مطرح کرد و گفت: «رفتار غیر حرفه‌ای نظیر استعمال قلیان و مواد مخدر به دور از شأن یک فوتبالیست حرفه‌ای است و در فوتبال کشور به هیچ وجه جایگاهی ندارد و در صورت مشاهده این‌ گونه رفتارهای خلاف و غیر حرفه‌ای، کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال بدون هر گونه مماشات، به شدت با خاطیان برخورد کرده و محرومیت‌های سنگینی را اعمال خواهد کرد. رفتارهایی مانند کشیدن قلیان، استعمال دخانیات و مواد مخدر، چاقوکشی که توسط اراذل و اوباش، مجرمان و زندانیان خطرناک مشاهده می‌شود به هیچ عنوان در شأن و زیبنده بازیکنان حرفه‌ای فوتبال نیست. بنابراین به بازیکنان فوتبال و اهالی ورزش توصیه می‌کنم از این قبیل رفتار و شب‌زنده‌داری‌ها در قهوه‌خانه‌ها و پاتوق‌هایی که دام شیطان است، پرهیز کنند
گزارش قلیانی‌ها، روی میزم است

مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال: عکس‌ و فیلم‌های منتشر شده از برخی بازیکنان در فضای مجازی که در حال قلیان کشیدن هستند، دو موضوع متفاوت دارد. یکی این‌ که گزارشش الان روی میز من قرار دارد و یکی هم این‌ که فتوشاپ است. اگر کمیته اخلاق فتوشاپ تشخیص بدهد، هم شلاق و هم حبس در انتظار مجری آن است اما اگر این نباشد فرق می‌کند و تشخیص ما درباره اتفاق آخری که در جراید آمده، این است. به‌ جز قلیان البته بحث‌های دیگر هم هست. در حال‌ حاضر که ترامادول دوپینگ است و اگر کسی این را مصرف کند و آزمایش او مثبت اعلام شود، محروم خواهد شد. قلیان هم بحث پیچیده‌ و بحث باشگاه‌ها،‌ خانواده‌ها و فرهنگ مردم است. اکنون در کشور ما قهوه‌خانه‌هایی وجود دارد که داخل آنها مردم قلیان می‌کشند. باید یک جا جلوی این گرفته شود و پس از آن این جلوگیری در باشگاه‌ها و فوتبال هم اعمال شود. به‌جز این هم اگر گزارشی از مصرف بازیکنی به کمیته اخلاق برسد، قطعا این کمیته با این موضوع برخورد خواهد کرد. الان هم پرونده‌هایی که روی میز کمیته اخلاق است، برخوردهای متفاوتی با آنها شده است