فقط روزی یک ساعت موسیقی گوش کنید

هشدار سازمان بهداشت جهانی:

شنوایی بیش از یک میلیارد نفر به خاطر گوش دادن به موسیقی با صدای بلند در خطر است سازمان بهداشت جهانی می‌گوید به خاطر سلامت شنوایی‌تان بیشتر از یک ساعت در روز موسیقی گوش ندهیداین سازمان می‌گوید بیش از یک میلیارد نوجوان و جوان در جهان به خاطر گوش دادن به موسیقی با صدای خیلی بلند در خطر آسیب جدی در شنوایی‌شان هستندبه گفته این سازمان دستگاه‌های پخش موسیقی، کنسرت‌ها و رستوران‌هایی که در آن موسیقی پخش می‌شود تهدیدی جدی برای شنوایی هستند.
یافته‌های سازمان بهداشت نشان می‌دهد که ۴۳ میلیون نفر از گروه سنی ۱۲ تا ۳۵ ساله، به خاطر این گونه اصوات، شنوایی‌شان را از دست داده‌اند و این آمار در حال افزایش است.
این سازمان می‌گوید نیمی از کسانی که در این گروه سنی هستند و در کشورهای ثروتمند یا متوسط زندگی می‌کنند به خاطر شنیدن میزان صدای بالا از دستگاه‌های شخصی پخش موسیقی‌شان در خطر از دست دادن شنوایی هستند.
همین طور ۴۰ درصد از آنها به خاطر میزان صدا در باشگا‌ه‌های موسیقی و رستوران‌ها در معرض خطرند.
در سال ۱۹۹۴ سه و پنج دهم درصد از نوجوان‌های آمریکایی شنوایی‌شان را از دست داده‌ بودند اما این رقم در سال ۲۰۰۶ به پنج و سه دهم درصد رسیده است.
دکتر اثین کراگ مدیر بخش پیشگیری از آسیب‌های سازمان بهداشت جهانی گفته است: "ما تلاش می‌کنیم درباره این موضوع که چندان از آن صحبت نمی‌شود هشدار بدهیم. شنیدن موسیقی با صدای بلند آسیب‌های جدی به دنبال دارد اما به آسانی قابل پیشگیری است."
او می‌گوید شنیدن یک ساعت موسیقی در روز میزان خوب و قابل قبولی است.
"
شاید پیشنهاد شنیدن تنها یک ساعت موسیقی در روز برای کسانی که عادت دارند هر روز ده ساعت از دستگاه‌های پخش موسیقی‌شان موزیک گوش کنند پیشنهاد غیرقابل قبولی به نظر برسد اما در همین یک ساعت هم نباید صدای موسیقی زیادی بلند باشد."
پیشنهاد سازمان بهداشت جهانی درباره میزان صدای مطمئن:۸۵ دسی‌بل، میزان صدایی که در یک خودرو می‌شنوید- ۸ ساعت
۹۰ دسی‌بل- صدای ماشین چمن‌زنی، ۳۰ دقیقه
۹۵ دسی‌بل- صدای یک موتورسیکلت معمولی- ۴۷ دقیقه
۱۰۰ دسی‌بل- صدای بوق خودرو یا قطار در مترو- ۱۵ دقیقه
۱۰۵ دسی‌بل- بالاترین صدای دستگاه پخش موسیقی- چهار دقیقه
۱۱۵ دسی‌بل- صدای بلند در کنسرت موسیقی راک- ۲۸ ثانیه
۱۲۰ دسی‌بل- صدای بوق‌های استادیومی ۹ ثانیه
سازمان بهداشت جهانی پیشنهاد می‌کند هنگام شنیدن موسیقی، صدا را به میزانی تنظیم کنید که ۶۰ درصد از بالاترین صدای قابل پخش دستگاه‌تان باشد.
این سازمان برای پرهیز از آسیب‌های صدای بلند در فضاهای شلوغ پیشنهاد کرده که افراد از گوش‌بند استفاده کنند. همین‌طور می‌گوید موقع شنیدن موسیقی، گاهی صدا را قطع کنید و به گوش‌تان استراحت بدهید. همین‌طور در کنسرت‌ها از بلندگوهای پخش‌کننده‌ موسیقی فاصله بگیرید. اما اگر قرار باشد از موسیقی پرهیز کنیم اصلا چرا به کنسرت برویم؟
سازمان بهداشت جهانی می‌گوید به غیر از اشخاص، دولت‌ها و شرکت‌های تولیدکننده دستگاه‌های پخش صدا هم در این مورد مسئولیت دارند.
 
این سازمان می‌گوید باشگاه‌های موسیقی باید یک اتاق آرامش هم داشته باشند و به مراجعانشان گوش‌بند رایگان بدهند.
همچنین سازمان پیشنهاد می‌کند که کارخانه‌های سازنده هدفون باید میزان پخش صدا را محدود کنند و حکومت‌ها باید قوانین سخت‌گیرانه‌ای در این مورد تصویب کنند. پاول برکل مدیر یک سازمان خیریه فعال در زمینه ناشنوایی می‌گوید "موقع گوش دادن به موسیقی خیلی بلند به ازای هر سه دسیبلی که به صدا اضافه می‌شود عمر شنوایی شما نصف می‌شود."
برای مثال اگر چهار ساعت به موسیقی با صدای ۸۸ دسی‌بل گوش می‌کنید وقتی صدا به اندازه ۹۱ دسی‌بل بالا برود بهتر است فقط شنیدن دو ساعت موسیقی مجاز است.
او می‌گوید علاقه‌مندان به موسیقی که از دستگاه‌های شخصی‌شان موسیقی گوش می‌کنند توصیه می‌کنم بیشتر از ۸۵ دسی‌بل صدا را بالا نبرند و به خاطر داشته باشند یک جفت هدفون ضدخش می‌تواند تغییر زیادی ایجاد کند.

خواهی به شعر ناب‌ات مهمان کنم؟


میثم خالدیان؛ این‌که امروز بخواهیم تعریفی دقیق و حتا نزدیک به واقع دربارهٔ سوالِ «شعر چیست؟» داشته باشیم، دشوار به نظر می‌رسد. یعنی کدام گلادیاتورِ ناآگاهی‌ زاده شده، که دریافت درستی از شعر امروز داشته باشد و در عین حال بخواهد آن‌را تعریف کند؟
به تبع به وجود آمدن چنین شرایطی، می‌بینیم که نمی‌شود انگشت روی شعری گذاشت و گفت: «این اصلا شعر نیست، آقا!» چرا که از قضا ممکن است آن شعر نوشتهٔ یکی از آقایان و یا خانم‌هایی باشد که بار‌ها نوشته‌های او را در نشریات مختلف خوانده‌ایم و شعر‌هایش را از رسانه‌های گوناگون شنیده‌ایم.
اما من، تعریف مشخص و قاطعی از شعر برای ارایه به خود و جامعهٔ ادبی ندارم که بیایم بر آن اساس، به شعری که بر روی آن انگشت گذاشته‌ام برچسبِ «نهایتا قطعهٔ ادبی است» بزنم. پس شخصا به هیچ نوشته‌ای نمی‌گویم شعر هست، یا نیست؛ بلکه آن‌را می‌خوانم تا در ادامه انتخاب کنم که باید به آن ادامه بدهم، یا آن را کنار بگذارم.
نگاه من به شعر تازه، به مثابه زمین‌شناسی است که با خاکِ جزیره‌ای تازه یافته شده و مرموز روبه‌روست. اگر او بگوید «من این خاک را نمی‌شناسم»، با «من این خاک را نمی‌شناسمِ» یک توریست فرق دارد.
مخاطبِ آگاه شعر امروز برای گزینش، باید راهی شخصی و ناخودآگاه بیابد. می‌توان به جای تعریف شعر، و معیار قرار دادن آن تعریف برای انتخاب، در گذر زمان به مکانیزمی دست یافت که قدرت انتخاب در لحظه را میسر سازد.
من فکر می‌کنم که دیگر زمانِ «هیچ نبشته نباشد که به یک‌بار خواندن نیارزد» گذشته است و زمانهٔ «بسیاری از نوشته‌ها ارزش خواندن ندارند» رسیده است.
این مکانیزم؛ از زوایای مختلف نوشته را رصد، تجزیه و تحلیل می‌کند و بدون آن‌که بر آن نوشته نام شعرِ «ساخت‌گرا»، «فرمالیستی» و یا «پست‌مدرن» بگذارد آن را می‌پذیرد و از خوانش آن لذت می‌برد، یا آن را پس می‌زند.

فریفتهٔ این نام‌گذاری‌ها نیز نمی‌شود. این «مکانیزم لذت» اگر چه شخصی است، اما معیارهایی شدیدا تجربی دارد. تجربهٔ مطالعات و رصدهای هنری من، به من می‌گوید «درباره‌ات بودم» را انتخاب کنم و به سیاوش سبزی رأی بدهم، چرا که مرگ مؤلف در حیطهٔ هنر – اگر به معنای جدایی اثر هنری از خالق اثر است – را نمی‌پذیرم.
مکانیزم تحلیلی (و نه تعریفی) – تجربی من، با خواندن شعرهای این مجموعه در می‌یابد که نبض شعر به شکلی مستمر در سطر‌ها در حال تپیدن است. جا نماندن شاعر در شعر قبل، یاریگر جریانی است که در چند بستر و چند مسیر حرکت می‌کند. اگر چه از نام‌گذاری می‌هراسم، چرا که از تعریف می‌هراسم، اما شاید گرایش سیاوش سبزی به فرمالیست‌ها، همین جریان در چند بستر و به چند جهت در یک سطر مشخص است.
آیا فرمالیست‌ها چنین کاری می‌کردند؟ به نظر من بله. البته رفرنسی که به طور قطع این گفته را به شکلوفسکی، یاکوبسن یا شخصی از این دست نسبت دهد در دست ندارم، اما برداشت من از اینان این است. عدمِ سیر خطی و‌‌ رها نکردن متن به/در سادگی، منتج به دست‌یابی به فرمی دیگرگونه می‌شود که نه یک‌خطی است و نه ساده.
شال مشکی
ادامهٔ گیسوی زنی بود
که از آب بیرون نیامد (درباره‌ات بودم: ۷)
شما در این تصویر سورئال، با کمک شاعر، به راحتی در ذهن خود بافت‌های مشکی شالی را به گیسوان سیاه زنی گره می‌زنید که البته این پایان ماجرا نیست. پایان ماجرا، حتا آن‌جا نیست که زن از آب بیرون نیامد. بلکه یافتن پایان ماجرا تقریبا به‌‌ همان شکلی است که شما پایان جریان یک رودخانه را پیدا می‌کنید.
در صندلی خالی باد است
مشتی چوب کبریت زیر پا‌هایم
خش می‌افتد به صورتم
خسته از اسمم
 «
می‌شنوی؟» (همان: ۱۰)
دو نکته در این بند قابل تأمل است. اول این‌که «خسته از اسمم»، و نه «خسته از اسمم هستم» چرا که در مورد اول به تنهایی با دو جمله روبه‌رو هستیم؛ یک: از اسم‌ام خسته هستم. دو: از اسم خسته‌ام (هستم). آن‌چه که پیش از این در نشست‌های ادبی رسم بود که به طور مکرر می‌گفتند که فعل را حذف کنید، اگر نتیجه‌ای از این دست به دست بدهد منطقی به نظر می‌رسد و در غیر این صورت بی‌دلیل استدوم این که ما یک (می‌شنوی؟) در پرانتز داریم. برتولت برشت با مطرح کردن تکنیکی با عنوان «فاصله‌گذاری» در تأ‌تر و حتا دیگر گونه‌های هنری تحولی جدی را بنیان نهاد. اگر یک بازیگر تأ‌تر در حین اجرا می‌تواند دیالوگ‌های معمول را قطع کرده و مستقیما یکی، یا همهٔ تماشاگران را مخاطب قرار دهد، چرا شاعر نتواند جریان معمول شعر را قطع کند و بگوید «می‌شنوی؟».
در ادامهٔ همین شعر آمده است:
در حیاط خانه ما
که مرا به یاد فروغ، گریه می‌اندازد (همان: ۱۰)
یعنی چه؟ اول این‌که در حیاط خانهٔ ما، که مرا به یاد فروغ می‌اندازد. دوم؛ یاد فروغ مرا به گریه می‌اندازد. سوم؛ حیاط خانهٔ ما که فروغ را به یاد من می‌آورد، مرا به گریه می‌اندازد. چهارم این‌که فروغ می‌گوید: «حیاط خانه ما / در انتظار بارش یک ابر نا‌شناس / خمیازه می‌کشد». پنجم هم مواردی از این دست است که مثلا اگر بخواهیم می‌توانیم نسبتی میان گریه شاعر و بارش یک‌ریز ابرِ نا‌شناس فروغ بر قرار کنیم. و ششم – که اهمیت دارد – این‌که هیچ شباهتی میان نوع شعری که فروغ می‌گوید با نوعِ سیاوش سبزی وجود ندارد.
این روحِ پدر – پسر است که می‌گوید
هزارساله باد شراب (همان: ۱۲)
که ما در این‌جا پدر و پسر را داریم به علاوهٔ سایهٔ روح‌القدس. اما نه، روح‌القدس نیست که روحِ پدر – پسر است. تنها دلیلی که باعث می‌شود به این اشتباه بیافتیم که پای روح‌القدس در میان است «پدر/پسر» است و نیمی از نام روح‌القدس. یعنی روح. پس هزار ساله باد شراب. که ناصر خسرو چنین گفت:
خالی خم‌ام فتاده ز صافی می‌-
خواهی به شعر ناب‌ات مهمان کنم؟
شما اهلِ چی یا کجا هستید؟ «من اهل قبورم» نام یکی دیگر از اشعار این مجموعه است که در آن می‌خوانیم:
زندگی دو سی‌سالگی بود...
دو عشق
دو نفرت
دو خوب
دو بد
تو بد بودی
کبریت به این سیگار (همان: ۱۷ – ۱۶)
ساخت جمله آخر، ساختی نفرینی است. (لعنت به این زندگی؛ کبریت به این سیگار) بین نفرین و اهل قبور هم که می‌تواند ارتباطی باشد، لابدبه هم ریختن نسبت‌های معمول و قراردادی، چه در ساخت جمله و چه در مفاهیم بر آمده از متن، ویژگی است که شاخک‌های مکانیزم مورد بحث را به ارتعاش وا می‌دارد. کاری که سیاوش سبزی در آن به مهارت رسیده است. آن هم از همین مجموعهٔ نخست.
پروندهٔ قطور
یعنی اینکه قاتل منم
مقتول هم بیاید خودش را معرفی کند
با چشمان درشت، عاشق هم بودند
و این میخ طوری فرو رفته در دیوار
که پای کسی در میان باشد... (همان: ۳۵)
این‌که قطور بودن پرونده، به لحاظ منطقی و به‌تنهایی هیچ ربطی به قاتل بودن شخصی ندارد، و این‌که معمولا مقتول را می‌دانیم که کیست و قاتل است که باید بیاید خودش را معرفی کند؛ بیانگر طنز پنهان همیشگی شاعر حتا در شعری جنایی با عنوان «آلت قتاله» است. اما روایت پلیسی نیاز به نشانه دارد، پس میخ طوری در دیوار فرو می‌رود که پای کسی در ماجرا باشد، یا پای کسی را به ماجرا بکشاند. و همچنین «با چشمان درشت، عاشق [ــِ] هم بودند» که رویکردی رمانتیک دارد، اما شیوهٔ نگارشِ شاعر به ما این فرصت را می‌دهد که بخوانیم: «با چشمان درشت، عاشقْ هم بودند» که انگار ساختار معنایی «قوزِ بالا قوز» را متبادر می‌کند.
خلق حسی دوگانه در حین خواندن یک متن نیز بار‌ها در مجموعه به چشم می‌خورد:
بعد
به این پیرمرد بگویم
منبعد
تماس دختر با پسر را...
 «
نشنیده بگیر» (ه‌مان: ۳۸)
با جملاتی قاطع و مصمم روبه‌رو هستیم. شخصی می‌خواهد به پیرمردی هشدار دهد که «تماس دختر با پسر را...» چه؟ چه کند؟ ناگهان از آن حالت قاطع و مصمم خارج می‌شویم و متواضعانه و به لابه می‌-گوید: «نشنیده بگیر». و در ‌‌نهایت این احتمال وجود دارد که «نشنیده بگیر» جمله‌ای است برای مخاطب شعر و نه پیرمرد. در این صورت ما همچنان می‌توانیم چهره خشمگین و مصمم شاعر را دوباره متصور باشیم، در هاله‌ای از پنهان‌کاری. یا:
حق با هر که باشد من با تو نیستم (همان: ۳۹)
در هم تنیدگی ساخت جمله و چند مفهومی. اصلا می‌توانیم به آن بخندیم. حتا کار از لب‌ها می‌رسد و به دندان‌ها می‌رسد، در آن واحد اگر واجد صلاحیت باشی، باید گریه کنی.
سپیدی چیزی دارد در خود پنهان می‌کند
دوستت دارم دو دستی (همان: ۴۲)
خانم‌ها و آقا‌ها!
در خیابان فلسطین سنگ می‌بارد
ادارهٔ ارشاد، شاد است
دستم را دراز می‌کنم، دست خودم نیست... (همان: ۴۳
اینکه شاعر به جای این‌که بگوید «خانم‌ها و آقایان» می‌گوید «خانم‌ها و آقا‌ها» چه می‌خواهد بکند؟ شوخی؟ تسخر؟ تحقیر؟ اهانت؟ جملگی. این دو پاره شعری که در آخر آوردم از شعرِ «این داستان ادامه دارد» است که از شعرهای مهم مجموعهٔ «درباره‌ات بودم» محسوب می‌شودبازی‌های زبانی و درست در موازات آن پراکندگی‌های معنایی، از هر جهت مخاطب را راحت نمی‌گذارد که شعر را بخواند و برود پی کارش. بلکه هی تلنگر می‌زند که صبر کن، این آن نبود که خواندی. آن معنا را نداشت، به تنهایی.
زدم زیر خنده
گریه مرا گرفت در گوشهٔ اصفهان بغل (همان: ۴۵)
حالا تو، یعنی تو
تهران منی
می‌خواهم مو‌هایت را قصیده کنم
با این فرق که از وسط... بگذریم! (همان: ۴۶)
در این مجموعه، در واقع بندهایی که شبیه بندهای شاعران ساده‌سرا هستند، دام‌های سیاوش سبزی محسوب می‌شوند. بستری که فراهم می‌شود، مقدمه‌ای که چیده می‌شود، تا در ‌‌نهایت تیر خلاص شلیک شود:
تو اشتباه نکردی
من با یک سلام
می‌توانستم هزار بار بمیرم
نکردی! (همان: ۴۷)
پس شما به راحتی نمی‌توانید فعل نکردی را به «اشتباه» برگردانید، چون «سلام» گریبان این فعل را گرفته است. و «خرمشهر» که نقطهٔ عطف مجموعه است:
چه به چند دلیل:
اول
یا جد سیاوش!
پلاکم به گردنت... (همان: ۵۱انگار که دستم به دامن‌ات. سبزی، شعر را گذاشته است برای برادر شهیدش. اما چرا «یا جد سیاوش»؟ نمی‌دانم. در شهر من به آنان که عزیز‌تر می‌دارند، می‌گویند: «بابام» و بابا را به معنی پدربزرگ می‌گیرند، یا پدر، یا جد. باز هم نمی‌دانم...
بزرگان نقشه ریختند، مادرم اشک
دل از من کندی دادی به اجنبی
نفهمیدم (همان: ۵۲جایگزینی مفاهیم بر آمده از واژگان ترکیبی، یکی دیگر از تکنیک‌های شاعر است. به به‌کار بردن واژه‌های «دو دستگی» (به جای مثلا نافرمانی، یا بد قلقی) و «چاقو کشی» (با جای چاقو) در نمونه‌های زیر دقت کنید:
صدای گاو در گلوی همه هست
دودستگی نکن چاقو
زمین دور بر می‌دارد
آن‌وقت
هزار جور می‌شود... (همان: ۵۶۹)با من شوخی نکن
چاقو کشی تو جیبمه... (همان: ۵۷)
این چند موضوع، زمانی به ذهنم رسید که سیاوش سبزی پس از «درباره‌ات بودم»، «که زیرا» را منتشر کرده و در حال انتشار مجموعهٔ سوم‌اش با نامی عجیب و غریب است. حقیقت‌اش این است قرار بود – با خودم – که مواردی را که در مورد دو مجموعهٔ چاپ شدهٔ ایشان به ذهنم می‌رسد، بنویسم. اما مجموعهٔ اول‌‌ رهایم نکرد تا از آن بگذرم و به بعدی برسم. پیشنهاد می‌کنم و امیدوارم که شما خود نوشته‌های ایشان را بخوانید، که بهتر است.

جهانگیری: کارگرزاده ام، نه آقازاده!

جهانگیری: کارگرزاده ام، نه آقازاده! 11اسفند-93
البته وی  که فخر فروخته کارگرزاده ونه آقازاده ام نگفته اگر قبلاً آقازاده نبوده حالا چه هست؟ آیاهنوزهم کارگرزاده است و مثل کارگران محروم وزحمتکش زندگی می کند؟!
رئیس گروه مالی گردشگری و کاندیدای هشتمین دور انتخابات اتاق بازرگانی در کنفرانس مطبوعاتی ائتلاف برای فردا، به سوالات خبرنگاران و برخی حواشی مطرح شده در روزهای اخیر در رسانه ها پاسخ دادمهدی جهانگیری در خصوص برخی حاشیه ها در مورد نسبت او با «معاون اول رییس جمهور» گفت: سابقه هر فردی که کاندیدا شده باید شخصی بررسی شود. فعالیت فرد در بخش خصوصی باید رصد شود و دید که آیا موفق بوده یا خیر. آیا توانسته است بنگاه اقتصادی را فعال کند و اشتغال ایجاد کند. آیا می تواند نماینده شایسته ای برای بخش خصوصی باشد؟ اگر این موارد بررسی شود، صلاحیت فرد مشخص خواهد شداو تصریح کرد: حتی اگر فردی بواسطه نسبت فامیلی بتواند کار مفیدی برای بخش خصوصی انجام دهد، این کار «عین صواب» است. ما باید به عنوان یک فرصت به این موضوع نگاه کنیم. من قبلا هم عرض کرده ام، «گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟» هر فرد را باید سوای نسبت هایش بررسی کرد و دید که شایسته و موفق هست یا خیر
جهانگیری: کارگرزاده ام، نه آقازاده!
 جهانگیری گفت: بنده با افتخار اعلام می کنم که «کارگرزاده» هستم، نه «آقازاده». پدر بنده سی سال در معدن کرومیت کار می کرده است و من نان کارگری را خورده ام. این دوستانی که مدام می گویند آقا زاده، نمی دانم از کجا این حرف ها را آورده اند
 موسس «بانک گردشگری» در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: در این روزها می بینیم که خیلی در مورد موضوع بانک ها و اتاق صحبت می شود. اقتصاد کشور ما بانک محور است. هر اتفاقی در حوزه سرمایه گذاری بخواهد صورت بگیرد، بخشی از آن متصل به بانک است. به هرحال سیستم بانکی کشور ما معضلات و مشکلاتی دارد. آیا رها کردن آن بهتر است یا سازماندهی و رفع و رجوع کردن مشکلات؟ جهانگیری افزود: اینکه بنشینیم پشت یک دیوار و داد و فریاد بزنیم علیه «سیستم بانکی» و آن طرف هم بانکی ها مسائل خود را مطرح کنند، کاری از پیش نخواهد رفت. این نسخه درمانی مناسبی برای اقتصاد بیمار ما نخواهد بود. اگر رابطه مشتری و بانک ها دارای اشکالاتی هست، باید با همت اتاق بازرگانی در راه اصلاح این رابطه گام برداشت و حضور بانکی ها در اتاق، فرصت بسیار مناسبی است.  کاندیدای هشتمین دوره اتاق بازرگانی تهران همچنین با اشاره به زمینه رشد و توسعه صنعت گردشگری اضافه کرد: گردشگری یک حق است برای همه شهروندان. ما ظرفیت های قابل ملاحظه ای در کشور داریم در حوزه گردشگری و بنده اعتقاد دارم برای تحول در این زمینه، به عنوان گام اول باید تغییر نگاه صورت بگیرد. در شاکله نظام باید این نگاه اجرایی و عملیاتی شود که گردشگری یک حق است برای همه مردم ومی تواند نسخه ای شود برای حل معضلات اقتصادی کشور. اگر توانستیم در اجرایی کردن این نگاه موفق باشیم، طبیعتا زمینه ساز «نهضت ملی گردشگری» خواهیم شد.

مسیر چهار بانده تزریق پول

یک پژوهش با بررسی روند افزایشی تقاضای بنگاه‌ها در تامین مالی، 4 راهکار سیاستی برای تامین مالی بهینه بنگاه‌ها ارائه داده است. بر این اساس در بخش راهکارهایی در‌خصوص سهولت مبادله و قید محدودیت نقدینگی، «اعتماد‌سازی بین آحاد اقتصادی» و «دریافت وام از بازار مالی» را پیشنهاد می‌دهد. همچنین در‌خصوص تخصیص بهینه خط اعتباری در سرمایه گردش به «شناسنامه‌دار شدن بنگاه‌ها» و «انتشار اوراق بهادار در بنگاه‌های بزرگ» تاکید می‌کند. به گفته این پژوهش، تغییر در شرایط اقتصادی مانند «قاعده‌مند کردن سیاست‌های اقتصادی» و «پیش‌بینی‌پذیر بودن شرایط اقتصاد کلان» نیز می‌تواند بر تقاضای بنگاه‌ها برای تامین مالی اثر مطلوب بگذارد.
این پژوهش در قالب یادداشت سیاستی در پژوهشکده پولی و بانکی منتشر شد. این پژوهش در راستای پژوهش‌های «چرخه‌های اعتباری و تجاری»، «شکست بازار اعتبارات» توسط فرهاد نیلی و امینه محمودزاده چالش‌های تامین مالی بنگاه‌ها و تخصیص بهینه اعتباردهی را هدف‌گذاری کرده است.
 
اثر تغییر شرایط کلان اقتصادی بر تقاضای مالی 
این یادداشت سیاستی ابتدا به بررسی اثر شرایط اقتصادی بر تقاضای تولید پرداخته است. نویسندگان در این بخش بیان می‌کنند تقاضای بنگاه‌ها برای تامین مالی مواد اولیه را می‌توان از طریق «قاعده‌مندکردن سیاست‌های اقتصادی»، «پیش‌بینی‌پذیری شرایط اقتصاد کلان» و «بهبود شرایط تجارت خارجی برای خرید مواد اولیه، کالاهای واسط و انتقال تکنولوژی» تعدیل کرد. در نتیجه چنین وضعیتی انتظار می‌رود طول چرخه عملیاتی بنگاه به تدریج کوتاه شود. همچنین سیاست‌های ناظر بر بهبود بهره‌وری نیز می‌توانند سبب کاهش تقاضای منابع مالی شوند. علاوه‌بر موارد بالا پژوهش حاضر معتقد است: «با توجه به نرخ رشد منفی بهره‌وری در کارگاه‌های صنعتی، بهبود شرایط بهره‌وری می‌تواند اثر قابل ملاحظه‌ای بر تقاضای بنگاه از نهاده‌های تولید و منابع مالی داشته باشد
 
دو راهکار برای کاهش محدودیت نقدینگی
در ادامه این پژوهش در‌خصوص راهکارهای تامین مالی بنگاه‌ها دو پیشنهاد را ارائه می‌کند. بررسی‌های این پژوهش نشان می‌دهد که نیاز بنگاه به سرمایه در گردش از دو راه اعتبار تامین شده از طرف بانک برای بنگاه و اعتبار تامین شده از طرف سایر بنگاه‌های فعال در زنجیره تولید قابل تامین است. مولفان در شرایط محدودیت نقدینگی دو سازوکار را در جهت کاهش این محدودیت پیشنهاد می‌دهند. پیشنهاد نخست به «اعتماد‌سازی میان آحاد اقتصادی» است؛ بر این اساس، آحاد اقتصادی می‌توانند بدون استفاده از پول نقد و با اعتباری که در اختیار هم می‌گذارند، مبادله کنند. این اعتبار مبادله می‌تواند در دو سطح «ابتدایی» و «ساختاریافته» بررسی شوددر سطح ابتدایی، تنها کارگزارانی که رودررو یکدیگر را می‌شناسند می‌توانند بدون نیاز به دارایی نقد مبادله کنند. در سطح ساختاریافته نهادهایی تشکیل شده‌اند که امکان چنین مبادله‌ای را فراهم می‌کنند. این پژوهش در‌خصوص این پیشنهاد متذکر می‌شود که هر گونه تغییر در اعتماد بین آحاد اقتصادی سبب تغییر در نیاز به دارایی نقد برای تسویه مبادلات بین ایشان می‌شود. پیشنهاد دوم نیز «دریافت وام از بازارهای مالی» است.
بر این اساس، بانک‌ها می‌توانند با اعطای وام، نیاز به نقدینگی آحاد اقتصادی مقیدشده به محدودیت نقدینگی را برآورده سازند. این پژوهش می‌افزاید: «به رغم فقدان ابزار مناسب و بازاری برای اعتبارات تجاری، در حال حاضر بخش قابل ملاحظه‌ای از معاملات شرکت‌ها به شکل غیرنقدی (ابزارهایی مانند چک) انجام می‌شود و سهم طرفین تجاری در تامین مالی بنگاه با سهم بانک و سهامدار برابری می‌کند. پژوهش حاضر با توجه به این موضوع «نهاد‌سازی و ابزار‌سازی برای کاهش ریسک معاملات و توسعه بازار اعتبارات تجاری» را توصیه می‌کند.
 
دو راهکار برای تخصیص بهینه خط اعتباری
یادداشت پژوهشکده پولی و بانکی در‌خصوص روند وام دهی بانک‌ها به بنگاه‌ها نیز به ارائه راهکاری برای تخصیص کارآ وام‌های اعتباری می‌پردازد. بر اساس بررسی‌ها در حال حاضر بنگاه برای تامین وجوه لازم سرمایه گذاری و همچنین سرمایه در گردش از بانک وام می‌گیرد. این پژوهش در مورد وام‌های سرمایه‌گذاری لازم می‌داند بازدهی و ریسک پروژه توسط بانک بررسی شود که البته فرآیندی زمانبر و پرهزینه است. همچنین معتقد است که بانک و بنگاه باید هر دو برای ارائه و بررسی مستندات پروژه وقت و هزینه بگذارند.
در مقابل دریافت وام سرمایه در گردش می‌تواند فرآیند متفاوتی را طی کند. بنگاه می‌تواند در آغاز، مدارک الزام از سطح فعالیت و توان مالی خود را در اختیار بانک بگذارد و بانک این مستندات را ارزیابی و بر مبنای آنها خط اعتباری بنگاه را تعیین کند. علاوه‌بر ویژگی‌های بنگاه، متغیرهای کلان و متغیرهای وضعیت بانک که خارج از اراده بنگاه تعیین می‌شوند نیز بر میزان خط اعتباری موثر خواهند بود. با توجه به اختیاری که چنین قراردادی برای بنگاه فراهم می‌کند، نرخ آن از نرخ وام با دوره انقضای برابر بیشتر خواهد بود. پس از تعیین خط اعتباری، لازم است بنگاه وضعیت خود را به‌صورت ادواری گزارش کند.
به بیان دیگر، نویسندگان معتقدند در بحث سرمایه در گردش باید عنوان «خط اعتباری» جایگزین «تسهیلات اعتباری» شود. سرمایه در گردش حد اعتباری بنگاه نزد بانک است و سقف بدهکار بودن بنگاه را نشان می‌دهد. بانک نیز یک خط اعتباری در اختیار بنگاه می‌گذارد و بر اساس شرایط و صورت‌های مالی بنگاه میزان بدهکار بودن آنها و سرمایه در گردش را تشخیص دهد.  این پژوهش تاکید می‌کند به دلیل آنکه «موضوع قرارداد» با فعالیت‌های معمول بنگاه سروکار دارد، بانک به‌صورت تصادفی وضعیت بنگاه را از منظر تیراژ تولید، گردش حساب، میزان فروش و سایر متغیرهای نشان‌دهنده سطح فعالیت بررسی می‌کند؛ بنابراین در صورتی که قصوری در رابطه بانک و بنگاه حاصل شود، بانک، خط اعتباری بنگاه را کاهش خواهد داد. در نتیجه در صورتی که بنگاه توانایی پروفایل‌سازی (ایجاد شناسنامه مالی) داشته باشد، می‌تواند با پرداخت هزینه ارائه مدارک از مزایای خط اعتباری بهره‌مند شود.
بر اساس بررسی‌ها این پژوهش دسترسی به خط اعتباری باعث می‌شود بنگاه با ریسک کمتری سطح تولید را برنامه‌ریزی و اجرایی کند. در این فرآیند وظیفه سیاست‌گذار این است که به طور دائم دسترسی به خط اعتباری بنگاه‌هایی را که قدرت پروفایل‌سازی دارند، رصد کند و سازوکارهایی را اجرایی کند که این نسبت رو به افزایش باشد.  پژوهش حاضر در کنار پیشنهاد برای شناسنامه دار کردن بنگاه‌ها، معتقد است که با توجه به «حجم قابل توجه موجودی کالا» و «حساب‌ها و اسناد دریافتنی در ترازنامه بنگاه‌ها» می‌توان شرایط لازم برای انتشار اوراق بهادار به پشتوانه این اقلام در بنگاه‌های بزرگ را فراهم آورد؛ بنابراین در صورت انتشار اوراق بر مبنای دریافتنی‌های بنگاه اجرایی خواهد شد که بازاری برای تنزیل این قلم از دارایی‌ها ایجاد شود.
 
عوامل موثر در محدودیت گردش در سرمایه
این پژوهش عوامل موثر سرمایه در گردش را نیز به تصویر کشیده است. بر این اساس، نظام قیمت‌های نسبی نهاده‌های تولید موجب سرمایه بری و کاراندوزی تکنولوژی تولید بنگاه‌های صنعتی شده است. در نتیجه بنگاه‌ها برای حفظ «سطح سرمایه» و «جبران استهلاک»، به طور مستمر به سرمایه‌گذاری نیاز دارند، این پدیده بخشی از نیاز مالی بنگاه‌هایی را که بازدهی در تولید ندارند، توضیح می‌دهد. بر اساس یافته‌های این پژوهش «نزولی بودن نرخ ارز حقیقی (نرخ ارز اسمی منهای تورم)» و «منفی بودن نرخ واقعی تسهیلات»، سرمایه‌بری و کاراندوزی تکنولوژی تولید را برای بنگاه‌ها توجیه می‌کند. در این وضعیت بنگاه‌ها با هدف «پوشش ریسک نااطمینانی‌های اقتصاد کلان» تمایل دارند بخشی از دارایی‌های جاری خود را به شکل موجودی انبار نگهداری کنند. تامین مالی مواد اولیه یا کالای ساخته شده، در صورتی که بانک (با هزینه ارزان‌تر از تورم) تامین مالی کند، تقاضا برای تسهیلات اعتباری را زیاد می‌کند.این پژوهش طول چرخه عملیاتی را به‌عنوان شاخص از نیاز به سرمایه در گردش معرفی می‌کند. چرخه عملیاتی متوسط فاصله زمانی بین «تحصیل موادی که وارد فرآیند تولید می‌شود و تبدیل نهایی آنها به وجه نقد» را شامل می‌شود.
این پژوهش بنگاه‌ها را بر حسب چرخه عملیاتی دهک‌بندی کرده است. بر اساس یافته‌های این پژوهش «بنگاه‌هایی که طول چرخه عملیاتی آنها طولانی‌تر است، به‌صورت نسبی حجم سرمایه در گردش بالاتری دارند.»  بر اساس پیشنهاد پژوهش منتشر شده لازم است مقایسه‌ای میان طول چرخه عملیاتی صنایع همسان در کشورها انجام پذیرد تا نقاط قوت و ضعف ساختار فعلی تبدیل وجه نقد به کالا و دوباره وجه نقد قابل استخراج باشد. این گزارش از وزن زیاد مواد اولیه در قیمت تمام شده کالاهای فروش‌رفته، نتیجه‌گیری می‌کند که نیاز بنگاه‌های صنعتی به سرمایه در گردش در مقایسه با بنگاه‌های فعال در سایر بخش‌های اقتصادی بیشتر است.
بررسی‌های نظری حاکی از آن است در وضعیتی که ساختار تولید به گونه‌ای باشد که بنگاه برای تولید مجبور به پیش پرداخت بخشی از هزینه‌های خود باشد و دچار محدودیت نقدینگی شود، افزایش (کاهش) سهم پیش پرداخت، تولید بنگاه را کاهش (افزایش) می‌دهد. به بیان دیگر در این مکانیزم سرمایه در گردش به‌عنوان کالای مکمل نهاده‌های ضروری و پیش پرداختی تولید عمل می‌کند، در چنین شرایطی کاهش دسترسی بنگاه به منابع تامین‌کننده سرمایه در گردش سبب کاهش سطح تولید می‌شود.  این پژوهش در بخش بعدی شوک تحریم‌ها در افزایش نیاز به سرمایه در گردش را بررسی کرده است. بر این اساس از سال 89 به دلیل بروز وقایعی در سطح اقتصاد کلان، تقاضای بنگاه‌ها برای منابع سرمایه در گردش افزایش یافته است.
دسترسی به مواد اولیه وارداتی به سبب تحریم با مشکل مواجه شد، در نتیجه در زنجیره تولید، بنگاه‌هایی که در یک زنجیره قرار داشتند به ترتیب دچارمشکل تامین مواد اولیه شدند. دو عامل «جهش نرخ ارز» و «تورم»، ریال مورد نیاز برای تامین نهاده‌های تولید را افزایش داد و وضعیت اقتصاد کلان نیز انگیزه احتیاطی برای نگهداری مواد اولیه و طول چرخه عملیاتی را زیاد کرده است. بررسی داده‌های کارگاه‌های صنعتی نشان می‌دهد سهم هزینه جاری از کل هزینه بنگاه‌ها در این دوره افزایش یافته است. در مجموع، بنگاه‌ها برای استمرار تولید به منابع مالی بیشتری نیاز پیدا کردند
مسیر چهار بانده تزریق پول

(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار

اگراین سیاست زنجیره ای سفر دید و بازدید ومعاینه وزیر بهداشت و درمان دولت روحانی به شهر ومکان ها جنبه ی تشریفاتی- تبلیغاتی ندارد . سئوال است چرا وی از قتلگاه زندان اوین و رجایی و سایر زندان و سیاهچال های مشابه بازدید نمی کند وبیماران شکنجه شده ی بدون ملاقات زندانی سیاسی و عقیدتی و  دگر اندیش را معاینه و درمان نمی کند؟
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
(تصاویر) بازدید وزیربهداشت از زندان قزل‌حصار
فرارووزیر بهداشت به همراه اصغر جهانگیر رئیس سازمان زندان‌ها با حضور در زندان قزل‌حصار از بخش‌های مختلف این زندان بازدید کردند.وزیر بهداشت در جریان بازدید از زندان قزل حصار از بخش های مختلف این زندان شامل قرنطینه، درمانگاه، اتاق‌های انتظار و مشاوره بخش پذیرش و بندهای عمومی و سرویس‌های بهداشتی دیدن کرد و با زندانیان بیمار نیز گفت و گو کرد و در پایان این بازدید قرار شد کارگروهی به منظور اقدامات پیشگیری و تجهیز امکانات پزشکی و همچنین احداث یک آزمایشگاه قوی تشکیل شود و کلیه این تصمیمات ظرف 3 ماه اجرایی شودوزیر بهداشت در جریان بازدید از ندامتگاه قزل‌حصار بر لزوم فعال شدن بیماریابی در زندان‌ها و همچنین پوشش بیمه‌ای زندانی‌ها تاکید کرد. عکس های امین خسرو شاهی عکاس ایسنا از این بازدید را در زیر می بینید.

قیمت خانه‌های حیاط‌دار تهران

در میان آپارتمان‌های تهران هنوز خانه‌های حیاط‌دار که سال ساخت آنها زیر 20 سال است و به خانه‌های کلنگی تبدیل نشده‌اند وجود داردبه گزارش اقتصاد نیوز، گذر زمان و رشد جمعیت در چند دهه گذشته باعث شده تا تغییراتی اساسی در شکل زندگی مردم به وجود آید، تغییراتی که از سر اجبار و نیاز در جامعه به وجود آمده و انگار دیگر چاره‌ای برای رفع آن وجود ندارد. وقتی وزیر راه و شهرسازی اعلام می‌کند که ظرفیت تهران تنها شش میلیون نفر است و 9 میلیون نفر بیش از مازاد ظرفیت تهران در این شهر سکونت دارند معلوم است که برای اسکان این افراد باید به روش‌های متفاوتی روی آوردشاید برای همین هم بوده که دیگر خانه‌ها از شکل قدیمی خود خارج و به خانه‌هایی در ابعاد کوچک‌تر تبدیل شده‌اند، خانه‌هایی که آپارتمان نام گرفتند. مدلی که زندگی در آن خلاف زندگی در خانه‌های حیاط دار و بزرگ استاما در میان این آپارتمان‌ها، هنوز خانه‌های حیاط‌دار که سال ساخت آنها زیر 20 سال است و به خانه‌های کلنگی تبدیل نشده‌اند وجود دارد و حتی بسیاری واحدهای آپارتمانی نیز وجود دارند که دارای حیاطی مجزا یا حیاط خلوت هستند و بسیاری از مردم داشتن همین حیاط کوچک را امتیازی برای خانه می‌دانند و این واحدها را انتخاب می‌کنند
لیستی از خانه‌های حیاط‌دار و برخی واحدهای آپارتمانی که دارای حیاط مجزا یا حیاط خلوت هستند به شرح زیر است:
نوع ملک
محله
نوع حیاط
سن‌بنا
زیربنا
قیمت کل(تومان)
آپارتمان
اسکندری
حیاط در اختیار
15
36
90,000,000
کمیل
حیاط خلوت
10
63
126,000,000
جیحون
حیاط خلوت
14
36
86,000,000
امیریه
9 متر حیاط خلوت
13
54
145,000,000
آیت‌الله کاشانی
حیاط خلوت
8
125
650,000,000
جردن
200 متر حیاط اختصاصی
19
150
1,200,000,000
مشیریه
12 متر حیاط خلوت
13
52
115,000,000
امیریه
حیاط خلوت
10
37
108,000,000
دلاوران
6 متر حیاط خلوت
10
48
140,000,000
تهرانپارس
8 متر حیاط خلوت
1
50
160,000,000
پونک
حیاط خلوت
2
112
685,000,000
خانه ویلایی
افسریه
حیاط شخصی و حیاط خلوت
8
78
202,800,000
هاشم‌آباد
حیاط شخصی
10
114
400,000,000
جیحون
حیاط شخصی
10
52
141,750,000
افسریه
حیاط
12
72
200,000,000