(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

فرارو- تبدیل روستای "خوشناموند" کوهدشت به ایستگاه دفع و سوزاندن زباله ها سال‌ است موجب اعتراض مردم این منطقه و همچنین خسارات آتش سوزی به درختان بلوط شده است.
به گزارش فرارو، از سال‌ها قبل محل در نظر گرفته شده برای دفع و سوزاندن زباله های شهر کوهدشت در نزدیکی روستای "خوشناموند" موجب آلودگی محیطی، تجمع معتادان و نگرانی مردم از ایجاد بیماری ای مختلف شده است.
ماشینهای حمل زباله شهرداری کوهدشت روزانه زباله ها را به 10 کیلومتری شرق این شهر برده و در نزدیکی روستای خوشناموند بر روی زمین ریخته و آتش می زنند. دود حاصل از آتش زدن این زباله ها که زمینی بیش از 100هزار متر مربع را اشغال کرده، باعث آزار مردم روستای خوشناموند و کشاورزان اطراف شده است.
این در حالیست که بارها آتش سوزی زباله ها دامنگیر بسیاری از درختان بلوط منطقه نیز شده خسارات فراوانی به طبیعت این منطقه وارد کرده است. بیات آزادبخت عکاس ایسنا به این محل رفته و عکاسی کرده است.
(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

(تصاویر) روستایی که محل زباله‌سوزی شد

تغییر معادلات در جریان اصلاح‌طلب

گاهی به اوضاع‌واحوال جریان اصلاحات؛
کد خبر: ۲۴۵۰۲۸
۰۸ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۳:۲۸
تغییر معادلات در جریان اصلاح‌طلب
مصطفی معین و محمدرضا عارف در کنگره حزب اتحاد ملت
فرارو- "تأسیس اتحاد ملت معادلات سیاسی را برهم می‌زند." یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب بابیان این مطلب نسبت به موفقیت اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس ابراز خوش‌بینی کرد و گفت: اصلی‌ترین چالش ما تاکنون حزب ندا بوده است که فکر می‌کنم نهایتاً با آنها به توافق و همکاری نسبی می‌رسیم.

در فضای رقابتی و انتخاباتی این روزها جریان اصلاح‌طلب به سبب انسجام درونی نسبت به موفقیت در انتخابات مجلس خوش‌بین است. این در حالی است که طی دو هفته گذشته حرف‌ها و نشانه‌هایی از بروز اختلاف در این جریان شنیده و دیده می‌شد. نشانه‌هایی که به تعبیر برخی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب همچون علی تاجر نیا ناشی از تلاش‌های رقیب برای ایجاد شکاف میان اصلاح‌طلبان بود.

به‌هرحال آغاز به کار حزب اتحاد ملت در کنگره‌ای‌ که با حمایت چهره‌های شاخص و محوری اصلاحات و همراهی طیف‌های مختلف این جریان برگزار شد؛ یکی از آن عواملی است که در روزهای اخیر امید به موفقیت را در این جریان سیاسی بیشتر کرده است.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد که تنش‌های ایجادشده بعد از اظهارات صادق خرازی و ماجرای استعفای او از حزب ندا نیز تقریباً رفع شده است. او در مصاحبه‌ای با یک هفته‌نامه گفته بود که «کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن ‌گرا می‌دادند؛ من آنها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. لیستشان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد».

 برخی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب همچون پورنجاتی و رمضان‌زاده به این صحبت‌ها واکنش نشان دادند و خرازی هم در گفت‌وگوی دیگر از یاران اصلاح‌طلب گلایه کرد که در زمین اصولگرایان بازی‌خورده‌اند. اختلافات ایجادشده در این خصوص آن‌قدر ادامه پیدا کرد که اعضای ندا نیز به دفاع از مؤسس حزب خود پرداختند و آقای مؤسس برای پایان دادن به موضوع استعفا داد. حالا که اعضای ندا استعفای خرازی را نپذیرفتند و مسئله فهرستی که در اختیار دارد نیز رهاشده است به نظر می‌رسد که جریان اصلاح‌طلب از این چالش نیز عبور کرده و تا حدی خودش را جمع‌وجور کرده است.

احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با فرارو اوضاع‌واحوال جریان اصلاح‌طلب را خوب ارزیابی کرد و گفت: تشکیل حزب اتحاد ملت و برگزاری موفقیت‌آمیز نخستین کنگره آن خواهد توانست که تا حدودی معادلات سیاسی موجود را برهم زند.

وی توضیح داد: جریان اصلاحات بعد از سال 88 یکی، دو تا از لنگرهای اصلی خود را ازدست‌داده بود یا لااقل در فضای فعالیت‌های سیاسی علنی با فقدان آنها مواجه بود اما خوشبختانه آمدن حزب اتحاد ملت می‌تواند توازن را در این جریان برقرار کند و در وزن‌کشی‌های سیاسی و نظم موجود تغییرات ایجاد کند.

نماینده پیشین مجلس همچنین گفت: جریان اصلاحات یک جریان متکثر است و از یک رهبری واحد و بلامنازع برخوردار نیست. البته این جریان چهره‌های بانفوذ و اثرگذار بسیاری دارد اما نه آن چهره‌ها مدعی رهبری بلامنازع هستند و نه گروه‌های اصلاح‌طلب چنین تصوری دارند زیرا سیستم اصلاح‌طلبان بر پایه مشورت است و آن سیستم مرید و مرادی اصولگرایان نیست.

وی افزود: درعین‌حال رقابت‌های درون‌گروهی وجود داد. رقابت‌هایی که از سال‌های دور – از سال 76 به این‌سو – با برگزاری جلسات مختلف مدیریت‌شده است؛ این جلسات اغلب هم به‌صورت اقناعی بوده و کمتر شده است که یک گروه بعد از رأی‌گیری در یک مسئله کوتاه بیاید.

شیرزاد به شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات سال 84 اشاره کرد و گفت: کنار نیامدن اصلاح‌طلبان باهم در آن اصلاح‌طلبان برای همه درس عبرت شده است. از سوی دیگر انتخابات مجلس نیز به‌طور طبیعی گروه‌های مختلف را به سمت ائتلاف و همراهی می‌کشاند لذا جریان اصلاح‌طلب سعی می‌کند که فهرست مشترکی ارائه کند.

وی ادامه داد: توجه داشته باشید که ممکن است فهرست یکسان در همه حوزه‌ها قابل تحقق نباشد چرا که در انتخابات مجلس ششم که اوج موفقیت اصلاح‌طلبان بود نیز نتوانستیم در همه حوزه‌ها فهرست یکسان داشته باشیم اما اعتقاد دارم که در بیش از نود درصد حوزه‌ها با یک فهرست مشترک وارد میدان می‌شویم زیرا با این شیوه امکان برنده شدن بیشتری خواهیم داشت.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب به‌ضرورت همراه شدن با نیروهای معتدل جریان رقیب نیز تأکید کرد و گفت: بهتر است که با نیروهای معتدلی که با دولت نیز همراه هستند، همکاری کنیم و اگر در برخی از حوزه‌ها دیدیم که کاندیدای آنها جایگاه بهتری دارد، تمکین کنیم.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا جریان اصلاح‌طلب در عمل بر همین اساس پیش می‌رود و مشکلی در راه بهره گرفتن از شیوه موردنظر ندارد؟ گفت: بعید به نظر می‌رسد که یک اتفاق درونی این جریان را به چالش بکشد. اصلی‌ترین مسئله ما تاکنون حزب ندا بوده است که فکر می‌کنم جریان اصلاحات نهایتاً با آنها به توافق و همکاری نسبی برسد.

شیرزاد تأکید کرد: متأسفانه تحریکات بیرونی گاهی به اختلافات دامن می‌زند و بد سلیقگی‌ها، عدم تبحر سیاسی لازم و عدم شناخت از فضای سیاسی داخل نیز موجب بیان حرف‌هایی می‌شود که فاصله‌ها را بیشتر می‌کند. بااین‌حال اعتقاد دارم که از این فضا عبور خواهیم کرد.

مقاله موسویان در واشنگتن‌پست؛ عملگرایی جدید در ایران


'سید حسین موسویان' در مقاله ای در واشنگتن پست نوشت: تاثیر توافق هسته ای تا حد زیادی به این بستگی دارد که گروه1+5 به 'جامعه تجارت جهانی' اطمینان دهد، تحریم ها علیه ایران برچیده شده است.
به گزارش ایرنا، موسویان در این مقاله افزود: با ادامه کشمکش در ایران و آمریکا بر سر توافق هسته ای، روشن است که کنگره با نقش بر آب کردن توافق، خطر بسیار بزرگی را متوجه آن می کند.
مذاکره کننده پیشین هسته ای ایران اظهار داشت: توان کنگره برای ایفای نقش 'کار برهم زن' و تضییع توافق، در تحرکاتش در ترویج فضای نامطمئنی در ارتباط با برچیدن تحریم های ضد ایرانی دیده می شود.
این دیپلمات ارشد ایرانی تصریح کرد: تاثیر توافق هسته ای تا حد زیادی به این بستگی دارد که گروه 1+5 به جامعه تجارت جهانی اطمینان دهد تحریم ها برچیده شده است و ایران برای داد و ستد آمادگی دارد.
وی اضافه کرد: برداشتن تحریم ها به نحوی که برای ایران منافع ملموسی داشته باشد، مستلزم ایجاد انتظارات به گونه ای است که طرف های تجاری احساس نکنند سرمایه های شان در معرض دسیسه سیاسی کنگره یا آینده رییس جمهوری آمریکا قرار دارد؛ اما موفقیت توافق هسته ای برای ایران از این جهت مهم است که به منافع واقعی و فراوان از قبل لغو تحریم ها دست یابد.
وی تصریح کرد: دولت روحانی با افزایش عملگرایی از میراث خود در ایجاد موفقیت اقتصادی برای ایرانی ها محافظت کرده و توافق هسته ای و عادی سازی روابط این کشور با غرب به عنوان عامل حیاتی برای تحقق این هدف در نظر گرفته شده است.
موسویان تصریح کرد: در واقع، نتیجه موفقیت آمیز مذاکرات هسته ای به عملگرایی جدید در ایران منتهی شده است؛ روندی که با تصمیم سازان برجسته ای که دیدگاه میانه روتری در خصوص سیاست داخلی و خارجی دارند، تجسم یافته است. این پدیده، ائتلاف چهره های سیاسی از اردوگاه های مخالف به عنوان مثال حسن روحانی و علی لاریجانی رییس مجلس را به همراه داشته است.
مذاکره کننده پیشین هسته ای ایران نوشت: این ائتلاف بی سابقه، یک پیشرفت قابل توجه در دورنمای سیاسی ایران به شمار می رود و جای عملگرایی را به عنوان یک نیروی سیاسی محسوس در این کشور پیدا کرده است. آنچه باید از اهمیت ویژه ای برای سیاست گذاران غربی برخوردار باشد، این است که دورنمای همکاری بیشتر ایران مسوولیتی برعهده آنهاست که به طور متقابل تعامل عملگرای ایران را به همراه دارد.
موسویان اظهار داشت: اما عملگراها در ایران تا اینجا انتقاداتی را از جانب تندروها متوجه خود کرده و به امتیازدهی بیش از حد در مقوله هسته ای متهم شده اند. اگر مزیتی در قبال این امتیازدهی وجود نمی داشت، عملگرایی به حاشیه رانده می شد و ایران مجبور بود از تعهدات خود عدول کند. از این رو، لغو تحریم ها برای برخورداری از ایرانی با رفتار دوستانه تر از اهمیت بالایی برخوردار است.
موسویان در ادامه این مقاله در واشنگتن پست نوشت: هرچند به موجب توافق هسته ای شرح داده شده در قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، بخش اعظم تحریم های ضد ایرانی این سازمان و اتحادیه اروپا از میان برداشته می شود، بسیاری از حجم سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران نگران هستند.
وی اضافه کرد: به عقیده بسیاری، لفاظی ها در مورد شکست توافق هسته ای یا اعمال تحریم های جدید ممکن است بسیاری از تجار خارجی را از بیم تحریم ها از فعالیت در ایران بازدارد. چنانچه عناوین خبری رسانه ها صحت داشته باشد، به نظر می رسد سرمایه گذاران اروپایی از بابت احتمال اعمال تحریم های جدید خیلی نگران نیستند.
معاون پیشین دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران گفت: با این حال، دولت اوباما و دیگر قدرت های 1+5 باید بدانند که تاثیر تحریم ها بر اراده لغو آنها به منظور حفظ مصالحه و دوستی مبتنی است. آنها باید با هر اقدامی که ایران را از دستیابی به هدف لغو تحریم ها بازدارد، مقابله کنند.
موسویان در پایان مقاله خود در واشنگتن پست نوشت: پایمال شدن توافق در کنگره، قطعا به افراط گرایی منجر می شود؛ بعلاوه، توافق هسته ای ظرفیت لازم برای ایجاد پیامدهای مثبتی برای خاورمیانه و روابط ایران با غرب را داراست.

گزیده ها

گزیده ها 8 شهریور -94
یک عکاس معتقد است، مشکل آرشیو و نمایش اسناد تصویری جنگ، نبودن فضاهای موزه‌ای نیست، بلکه نبودن تفکر موزه‌ای و فرهنگی برای پُر کردن فضاهایی است که میلیاردها تومان برای آن‌ها هزینه می‌شود.
مهدی منعم در گفت‌وگو با ایسنا، درباره‌ی لزوم راه‌اندازی موزه‌ای برای نمایش و نگهداری عکس‌های دوران جنگ، اظهار کرد: در همه جای دنیا، وقتی اتفاق‌هایی مثل انقلاب و جنگ رخ می‌دهد، در اولین فرصت، اسناد مربوط به آن‌ها جمع‌آوری و ارائه می‌شود. نمایشگاه‌ گذاشتن و چاپ کتاب می‌تواند بخشی از این فعالیت‌ها باشد، اما مهم‌ترین و ماندگارترین مکانی که می‌توان این اسناد را در آن قرار داد، موزه است. حتی کشورهای فقیری مثل نیکاراگوئه که درآمد سرانه یک استان ما، از درآمد کل آن کشور بیشتر است، نسبت به انجام این کار جدیت به خرج می‌دهند و مکان‌هایی را به‌عنوان موزه جنگ و انقلاب کشورشان در نظر می‌گیرند، اما متأسفانه این موضوع تا کنون در ایران جدی گرفته نشده است.
او با بیان این‌که برای داشتن یک موزه استاندارد شامل عکس‌های جنگ، به تفکر موزه‌ای نیاز داریم، گفت: راه‌اندازی مکانی با عنوان «موزه عکس‌های جنگ» راه‌ حل مشکل ما نیست؛ ما فضای موزه‌ای در کشور کم نداریم، حتی مکان‌هایی با همین عنوان نیز داریم. آنچه برای ما اهمیت دارد، فکر حفاظت موزه‌ای است. متأسفانه آدم‌هایی را نداریم که دغدغه حفظ فرهنگ، تاریخ و اسناد این کشور را در ذهن داشته باشند. به فرض این‌که یک موزه هم را‌ه‌اندازی کردیم، با کدام رویکرد و کار کارشناسی می‌خواهیم دیوارهای آن را پر کنیم. نهادهایی مثل بنیاد حفظ آثار و موزه جنگ باید براساس تفکر موزه‌ای و فرهنگی پیش بروند. این تفکر سال‌ها قبل باید شکل می‌گرفت.
منعم همچنین بیان کرد: در همه جای دنیا، ثبت تاریخ یک مملکت اهمیت زیادی دارد؛ ولی در ایران این حساسیت کمتر دیده نشده است. این نشان می‌دهد که فرهنگ در کشور ما، یک موضوع پیش پا افتاده و بی‌اهمیت است. آرزویم این است کسانی که بر فرهنگ این مملکت مدیریت می‌کنند، به کسانی که آثار ارزشمندی در زمینه فرهنگ خلق کرده‌اند، نگاه ویژه‌ای داشته باشند.
این عکاس افزود: از دیگر مشکلات ما این است که فضایی را با عنوان موزه و با میلیاردها تومان هزینه در نظر می‌گیرند، اما وقتی پای خرید آثار هنری به میان می‌آید، خساست به خرج می‌دهند و حاضر نیستند برای دیواری که میلیاردها تومان برای آن هزینه کرده‌اند، صد میلیون اثر هنری بخرند. هر وقت و هر جا صحبت از کار می‌شود، می‌گویند شما برای خدا کار کرده‌اید! با این جمله همه‌ی درها را روی کسی می‌بندند که برای حقش به لحاظ قانونی و عرفی پا پیش گذاشته است. بودجه‌ای که برای این کار در نظر گرفته می‌شود، باید به‌گونه‌ای باشد که آثار عکاسان را با قیمت مناسب بخرند و در موزه به‌نمایش بگذارند.
منعم ادامه داد: اگر قرار باشد یک فضا، نمایشی از واقعیت تاریخی باشد دیگر بحث عملکرد یک مدیر مطرح نیست، بلکه بحث، تاریخ است. نمی‌توانیم برحسب سلیقه و تجربه شخصی یک نفر، تاریخ را تعریف کنیم. باید عکس‌ها در وهله‌ی اول توسط کارشناسان و اهالی فن انتخاب شوند. این‌که یک مدیر بیاید و برحسب سلیقه و رویکرد خودش، عکس‌ها را انتخاب کند، آنجا دیگر موزه عکس جنگ نخواهیم داشت، بلکه موزه یک نهاد یا یک مدیرکل است.
این عکاس در بخش دیگری از سخنانش به نابودی بخشی از اسناد تصویری مربوط به جنگ در سال‌های گذشته اشاره کرد و گفت: بخشی از عکس‌های جنگ یا از بین رفته یا در معرض نابودی‌اند. در خانه هر کدام از عکاسان جنگ، موزه کوچکی وجود دارد که بازدیدکننده ندارد. نگاتیوها و عکس‌های آن‌ها به‌دلیل شرایط بد، از بین می‌رود و کسی به فکر این مشکل نیست. برخی کارهای خود من نیز به‌دلیل وجود شرایط غیراستاندارد آسیب دیده‌اند و مجبور بودم سال‌ها به‌خاطر نقل مکان و جابه‌جایی،‌ عکس‌ها و نگاتیوهایم را جابه‌جا کنم و تغییرات آب‌وهوایی روی این آسیب‌ها تأثیر داشته است.
او ادامه داد: همان‌طور که در ورزش این کشور، آدم‌های ورزشی در مسند مدیریت نیستند، کسانی که برای پست‌های فرهنگی در نظر گرفته شده‌اند نیز در حوزه کاری‌شان تخصص ندارند و نمی‌توانند آنچه را که مورد نیاز است برآورده کنند. بسیاری از آن‌ها هم حرف‌های خودمان را به خودمان پس می‌دهند. یادم هست ناصر حجازی در گفت‌وگویی اظهار کرد، همه‌چیز در فوتبال، شماره لاتین پشت پیراهن بازیکن نیست. سه روز بعد یک مدیر که ورزشی هم نبود، همین حرف را زد! بدترین چیز این است که حرف‌های اهل کار را بگیریم و به خودشان تحویل بدهیم.
منعم همچنین اظهار کرد: بخش مهمی از عکس‌های جنگ نیز دیده نشده‌اند، چون همه عکاسان جنگ، کسانی نیستند که ما آن‌ها را دیده‌ایم و می‌شناسیم. سربازها، بسیجی‌ها، پزشکان و حتی واحدهای عکاسی نهادهای نظامی در تمام هشت سال جنگ از اتفاقات آن عکس گرفته‌اند. تا زمانی که اهمیت جمع‌آوری این آثار درک نشود، این عکس‌ها پراکنده باقی می‌ماند.
این عکاس جنگ با بیان این‌که عکس‌هایش را به انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس نداده است، گفت: من عکس‌هایم را به انجمن نداده‌ام. هنوز به آن اطمینان و اعتماد نرسیده‌ام که همه آن چیزی را که با وجودم برایش کار کردم، به دست کسی دیگر بدهم. با این‌که به دوستانم در انجمن ارادت دارم، ولی روی کارهایم حساسیت دارم. تا وقتی آیین‌نامه درستی درباره خرید و فروش و واگذاری این عکس‌ها تنظیم نشود که به لحاظ حقوقی، جایگاه منِ عکاس و صاحب اثر در آن به‌درستی تعریف شده باشد، مطمئن باشید خیلی از عکاس‌ها این کار را نمی‌کنند.
منعم افزود: ترجیح می‌دهم عکس‌هایم در کمدم از بین بروند، ولی از آن‌ها به نادرستی استفاده نشود. باید بدانم عکسی که در اختیار یک نهاد قرار می‌دهم، بعدا سر از کتاب، نمایشگاه و بیلبورد درنمی‌آورد، چون هر کدام از این‌ها حقوق جداگانه‌ای دارند.
در حالي كه پيش از اين در نخستين جلسه رسيدگي به پرونده قتل مامور ناجا در دادگاه كيفري استان تهران، جواني ٢٠ ساله به اتهام قتل عمدي محاكمه شده بود، صبح ديروز در دومين جلسه، رياست دادگاه به دليل «اختلاف‌نظر قضات در عمدي بودن قتل»، اتهام قتل شبه عمد را به متهم تفهيم كرد اما او بار ديگر خود را بي‌گناه دانست.
ساعت ١١ ظهر ديروز دومين جلسه سه ساعته رسيدگي به پرونده قتل «هادي دلاور» ستوان دوم نيروي انتظامي تهران در شعبه دوم دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي قربانزاده برگزار شد. با آغاز جلسه، نماينده دادستان متن كيفرخواست را قرائت كرد. در آن آمده بود: «متهم، آرش ٢٠ ساله، ساعت هشت شب چهارشنبه سوري ٩٢ ماده‌اي محترقه را به سمت شهيد دلاور پرتاب كرده و منجر به جراحت او شد. در اين حادثه ماده محترقه پس از اصابت به كلاه مامور نيروي انتظامي به‌شدت منفجر و باعث سرنگوني او از روي موتور شد. او به مدت دو ماه در بيمارستان بستري شد اما سرانجام به علت خونريزي مغزي جان خود را از دست داد
پس از قرائت كيفرخواست، وكيل اولياي دم تقاضاي قصاص متهم را از دادگاه درخواست كرد و به اين ترتيب نوبت به جوان ٢٠ ساله رسيد. او كه در نخستين جلسه رسيدگي به پرونده اتهام قتل را انكار كرده بود، در جلسه ديروز نيز گفته‌هاي قبل خود را تكرار كرد. متهم در نخستين جلسه گفته بود شب حادثه هيچ ماده محترقه‌اي به سمت كسي پرتاب نكرده و اعترافاتش در بازجويي‌ها تحت فشار بوده است.
انكار متهم در آن جلسه باعث شده بود تا رييس دادگاه از روي صفحه ١٨٥ پرونده‌اش بخواند. او در آن صفحات پاي اعتراف خود به قتل با انگيزه «تلافي كردن» را امضا كرده بود. او گفته بود: «آن شب داشتيم با بچه‌ها در خيابان سيگارت مي‌انداختيم كه مامورها آمدند. ما ترسيديم و فرار كرديم. وقتي چند قدم دور شديم من دستم را به جيبم زدم و ديدم گوشي‌ام نيست. بچه‌ها گفتند گوشي را يكي از مامورها گرفته. من از آنها جدا شدم و رفتم تا گوشي را پس بگيرم. وقتي به محل حادثه رسيدم ديدم مامورها با موتور مي‌آيند. براي اينكه دق دلي‌ام را سرشان خالي كنم نارنجكي را كه دستم بود به سمت‌شان پرتاب كردم كه به كلاه مقتول خورد و منفجر شد
پس از انكار دوباره قتل توسط متهم، رياست دادگاه، چهار شاهد حادثه را به جايگاه احضار كرد. يكي از آنها مجيد، صاحب قهوه‌خانه‌اي بود كه مدعي است متهم در روز حادثه به كارگر او گفته بود «مامور نيروي انتظامي را با نارنجك دستي مجروح كرده. »
او در جايگاه ايستاد و گفت: «آرش سه سال مشتري قهوه‌خانه من بود. روز حادثه در حالي كه صورتش را با چفيه پوشانده بود به مغازه‌ام آمد و با كارگرم احمد حرف زد. وقتي پيشش رفتم گفت مامور نيروي انتظامي را با پرتاب نارنجك مجروح كرده. به او گفتم اگر واقعا اين كار را نكرده‌اي جايي نگو، چون برايت دردسر بزرگي مي‌شود. چند روز گذشت. دوم فروردين دوباره به قهوه‌خانه‌ام آمد كه مامورها ريختند و دستگيرش كردند.» اظهارات صاحب قهوه‌خانه در حالي بود كه متهم استفاده از چفيه براي مخفي كردن چهره خود را انكار كرد و حرف‌هاي شاهد را دروغ خواند. پس از آن نوبت به احمد رسيد. او همان كارگري است كه از قول او گفته شده بود متهم به «پرتاب نارنجك به سمت مقتول» اعتراف كرده است. اما احمد اين موضوع را رد كرد و درباره روز حادثه گفت: «بعد از شنيدن صداي انفجار بيرون از قهوه‌خانه رفتم. ديدم چند نفر دارند فرار مي‌كنند. نمي‌دانم آرش بين آنها بود يا نه اما چند لحظه بعد با او روبه‌رو شدم. براي چند لحظه چهره‌اش را با دستمال يقه پوشاند. به نظر عادي مي‌آمد اما كمي هم اضطراب داشت. او فقط به من گفت نارنجكي پرتاب كرده اما نگفت كه آن را به سمت مامور نيروي انتظامي انداخته
دو مطلع ١٩ ساله ديگر نيز كه در روز حادثه همراه متهم اقدام به پرتاب مواد محترقه كرده بودند، در دادگاه شهادت دادند كه روز حادثه، هيچ نارنجك دستي در دستان متهم نديده‌اند و قبل از وقوع انفجار از او جدا شده بودند. آنها پس از حضور در جايگاه گفتند كه خبر مجروح شدن مامور نيروي انتظامي توسط متهم را از كارگران قهوه‌خانه شنيده‌اند. با ثبت اظهارات شاهدان و انكار دوباره متهم به قتل، رييس دادگاه براي شور با دو قاضي مستشار، تنفس اعلام كرد. قرار بود تا تغييري در روند رسيدگي به پرونده ايجاد شود. لحظه‌اي بعد با شروع دوباره جلسه، قاضي قربانزاده، متهم را به جايگاه احضار كرد و خطاب به او گفت: «با توجه به اختلاف‌نظر ايجاد شده در عمد يا شبه عمد بودن قتل از سوي قضات دادگاه، اتهام قتل شبه عمد به تو تفهيم مي‌شود. آيا اين اتهام را قبول داري؟»
دو وكيل متهم كمي روي صندلي‌شان جابه‌جا شدند. شاكيان پرونده انتظار بيان اين سوال را نداشتند اما جوان ٢٠ ساله كه اتهام قتل عمدش به قتل شبه عمد تغيير كرده بود بار ديگر بر بي‌گناهي خود تاكيد كرد و گفت كه هيچ كسي را با نارنجك دستي به قتل نرسانده است. لحظه‌اي بعد شاكيان پرونده همهمه سر دادند. آنها به تغيير در رسيدگي به پرونده اعتراض داشتند. قرار است حكم دادگاه تا چند روز آينده صادر شود؛ حكمي كه اعتراض شاكيان پرونده در جلسه ديروز نشان مي‌داد آنها اكنون پيش‌بيني كرده‌اند كه در آن اتهام قتل عمد به قتل شبه عمد تغيير كرده است.
متهم در دادگاه:
مردی که با انگیزه‌ای نامعلوم بعد از به قتل رساندن جوانی در شهریار به خانه پدرش رفته و او را هم به قتل رسانده بود، با درخواست اولیای‌ دم به قصاص محکوم شد.
به گزارش شرق، قتل مرد جوانی در شهریار چهار سال قبل به مأموران پلیس خبر داده‌ شد. مقتول، جوانی ٣٠ساله به نام پارسا ‌بود که با موتورش زندگی‌ خود را تأمین می‌کرد. تحقیقات مأموران برای شناسایی قاتل آغاز شد و متوجه شدند پارسا با تماس تلفنی مشتری‌ای که خود را مهدی معرفی کرده بود، به محلی رفته‌ و سپس به قتل رسیده ‌است. چند ماه از قتل پارسا گذشته‌ بود و ردی از مهدی پیدا نشده بود تا اینکه دوستان مقتول به مأموران گفتند او را دوباره در شهریار دیده‌اند. به‌این‌ترتیب مهدی بازداشت شد. اعترافات این جوان فاش کرد او نه فقط پارسا را به قتل رسانده است، بلکه بعد از فرار به خانه پدری‌اش در تایباد رفته و در آنجا نیز پدر پیرش را کشته ‌است.
متهم به مأموران گفت: چند سالی می‌شد که نقشه قتل پارسا را داشتم. چند بار او را نصیحت کرده‌ و گفته‌ بودم کارهای خلاف نکند؛ اما توجهی نمی‌کرد به‌همین‌خاطر هم روز حادثه به‌عنوان اینکه قصد دارم به جایی بروم و موتور لازم دارم از پیک‌موتوری خواستم مهدی را بفرستد. بعد هم در محلی خلوت او را به قتل رساندم و از شهریار به سمت خانه پدرم رفتم. در تایباد تصمیم گرفتم پدرم را بکشم. او مرد بدی بود. سال‌ها بود تصمیم داشتم او را هم بکشم. چند روز بعد از اینکه در خانه پدرم ساکن شدم، او را به قتل رساندم و جسدش را دفن کردم؛ برای اینکه دستگیر نشوم مادرم دراین‌باره به کسی چیزی نگفت. بعد هم دوباره به شهریار برگشتم.
تحقیقات مأموران نشان داد پارسا جوانی درستکار بود و برای تأمین هزینه‌های زندگی خود و خانواده‌اش کار می‌کرد. او نه سابقه بازداشت و زندان داشت و نه حتی کسی از او شکایت کرده بود از کسانی که پارسا را می‌شناختند، پرس‌وجو شد؛ آنها به پلیس گفتند پارسا با هیچ‌کس کاری نداشت و پسری بود که اگر کاری از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد و گفته‌های متهم درباره اینکه پارسا آدم بدی بوده است، اصلا درست نیست. بررسی گذشته مهدی نشان داد او جوانی سابقه‌دار است و چند مورد سرقت و زورگیری انجام داده ‌است و براساس گفته‌های خودش از زمانی که زندان بوده تصمیم به قتل پارسا گرفته است.
با توجه به اینکه پرونده قتل پدر مهدی شاکی نداشت و مادر متهم هم گفته ‌بود به‌خاطر اینکه فرزندش به زندان نیفتد سکوت کرده‌ است، کیفرخواست علیه این مرد به اتهام قتل پارسا در شهریار صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه دو دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. روز گذشته در جلسه رسیدگی به این پرونده بعد از اینکه کیفرخواست علیه متهم خوانده ‌شد، اولیای‌ دم در جایگاه حاضر و خواستار قصاص متهم شدند. مادر پارسا گفت: پسرم با کسی دشمنی نداشت و این موضوع در تحقیقات هم آمده ‌است.
او پسرخوب و باایمانی بود. متهم هم در هیچ مرحله‌ای نتوانسته بگوید فسادی که مدعی‌ است پسرم مرتکب شده چیست؛ بنابراین درخواست قصاص او را دارم. سپس نوبت به متهم رسید. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: از وقتی زندان بودم تصمیم به قتل داشتم و همیشه فکر می‌کردم این آدم باید کشته ‌شود. پدرم هم همین‌طور بود. او را هم باید از بین می‌بردم. من از قتل‌هایی که مرتکب شده‌ام اصلا پشیمان نیستم و اگر باز هم آنها زنده‌ شوند، می‌کشم‌شان و با افتخار منتظر اجرای حکم قصاص هستم.
بعد از اینکه وکیل‌مدافع متهم در جایگاه حاضر شد و خواستار بررسی مجدد وضعیت روانی متهم از سوی پزشکی‌ قانونی شد و دفاعیات دیگر خود را مطرح کرد، یک‌بار دیگر متهم در جایگاه حاضر شد، او گفت: اتهام قتل را قبول دارم. این وکیل که از من دفاع می‌کند تسخیری است و من نخواستم که وکیلم باشد و او حق ندارد این حرف‌ها را درباره من بزند و بیخود از من دفاع کرد، خوب کاری کردم دست به قتل زدم.
سپس قضات رسیدگی‌کننده به پرونده خطاب به وکیل‌مدافع اعلام کردند پزشکی ‌قانونی در چند مرحله متهم را معاینه کرده و او را سالم تشخیص داده ‌است. با پایان جلسه رسیدگی، هیأت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شد و ضمن اعلام اینکه پرونده درباره قتل پدر متهم مفتوح است، متهم را در قتل پارسا مجرم شناختند و او را به قصاص محکوم کردند.

حَمدی اولوکایا، موسس و مدیرعامل شرکت «چُبانی» است که در طول شش سالی که از آغاز فعالیتش می‌گذرد، حدود 20 درصد از بازار 5/6 میلیارد دلاری ماست در آمریکا را در کنترل خود گرفته است.
 
به گزارش جام جم، نام آقای اولوکایا که کرد ترکیه است، در فهرست میلیاردرهای سال 2013 مجله فوربس قرار دارد.
فایننشیال تایمز در گزارشی که در مورد اولوکایا و شرکت تحت مدیریتش نوشته آورده است موسسه چُبانی در مجموع حدود 2000 کارمند در استخدام خود دارد و محصول خود را در دو کارخانه که بزرگ ترین مراکز تولید ماست در جهان هستند، تولید می کند. چُبانی پر فروش ترین ماستی است که در بازار آمریکا به فروش می رسد.
حمدی اولوکایای 41 ساله می گوید راز موفقیتش بازگشت به موضوعات اساسی و اولیه در شناخت بازار و پیروی از غریزه خود بوده است.
وی سال 2005 به این اندیشیده است که گرچه ماست های آمریکا، عمدتا ماست میوه ای و ماست های شیرین آغشته به شکر هستند، ماست واقعی همان ماستی است که در مناطقی مثل کوهستان های مناطق کردنشین تولید و مصرف می شود و قاعدتا باید چنین محصولی بسیار بهتر از ماست های شیرین به فروش برسد.
وی با دریافت یک وام یک میلیون دلاری از اداره کمک به تجارت های خرد در آمریکا توانست اولین کارخانه خود را خریداری کند.
پس از آن آقای اولوکایا مصطفی دوئان، یک کارشناس با تجربه ماست بندی را از ترکیه به آمریکا آورد. آنها به مدت 18 ماه انواع ماست های محصول آمریکا و ماست های وارداتی را آزمایش کرده و بالاخره روش ویژه ماست بندی خود را تثبیت کردند.
آنها می دانستند بازار آمریکا به ماست شیرین عادت کرده، ولی از خلال صحبت با مصرف کنندگان متوجه شدند بسیاری از آنها ماست های طبیعی را که در کشورهای اروپایی و خاورمیانه رایجاست ترجیح می دهند.
آقای اولوکایا در عین حال به این نکته نیز توجه کرد که الگوی مصرف مواد غذایی در آمریکا به سمت مواد طبیعی و کاستن از شکر و مواد مصنوعی گرایش پیدا کرده است. همین نکات ساده راز موفقیت بنای امپراتوری ماست بندی در آمریکا بود.
حمدی اولوکایا در حال حاضر در آمریکا صاحب دو کارخانه است؛ یکی کارخانه ای قدیمی در ایالت نیوجرسی که سابقا به شرکت تولید کننده محصولات غذایی «کرَفت» تعلق داشت و دیگری کارخانه جدیدی که با هزینه 450 میلیون دلار در ایالت آیداهو احداث شده است.
موسسه چُبانی سال 2011 یک کارخانه دیگر نیز در اتریش راه اندازی کرد و بسرعت به سومین تولید کننده ماست در آن کشور بدل شد. این مؤسسه در نظر دارد که امسال فعالیت های خود را در بریتانیا آغاز کند.
حمدی اولوکایا نمونه ای از مهاجرانی است که به آمریکا مهاجرت کرده و سرنوشتی موفق و برجسته برای خود رقم زده اند و به قول معروف «آرزوی آمریکایی» در مورد آنها محقق شده است.
در شرایطی که باراک اوباما قصد دارد قوانین و شرایط مهاجرت به آمریکا را به شکلی بنیادین اصلاح کند، مدافعان این طرح افرادی مانند آقای اولوکایا را نماد مهاجران موفقی می دانند که با نوآوری های اقتصادی به رونق بازار کار و تولید در جامعه آمریکا کمک کرده اند.

گزیده خبرهای 8 شهریور -94 قسمت -7

    گزیده خبرهای 8 شهریور -94 قسمت -7
 
تسنیم نوشت: معاون سابق رئیس جمهوری آمریکا و دخترش با انتشار کتابی به شدت به سیاست خارجی باراک اوباما حمله کرده و گفته‌های وی در مورد توافق هسته‌ای را نادرست دانسته و دروغ توصیف کردند.دیک چنی، معاون سابق رئیس جمهوری آمریکا و لیز چنی، دختر وی روز جمعه با انتشار بخشی از کتاب تازه خود در نشریه وال‌استریت‌ژورنال به صورتی گسترده به سیاست خارجی باراک اوباما حمله کردند.چنی و دخترش در این کتاب، اوباما را متهم به دروغگویی در مورد توافق هسته‌ای ایران کرده و گفتند که این توافق می‌تواند به اولین استفاده از بمب هسته‌ای از سال 1945 به این طرف بیانجامد.این دو در کتاب خود نوشته‌اند: «تقریبا هرچیزی را که رئیس جمهوری در مورد توافق (با) ایرانی‌ها به ما گفته است، نادرست است. وی گفته است که این توافق مانع از دستیابی ایرانی‌ها به سلاح‌های هسته‌ای خواهد شد، اما این توافق در واقع، زاردخانه هسته‌ای ایران را تسهیل و مشروع می‌کند. توافق (دولت) اوباما به یک ایران مسلح هسته‌ای، یک مسابقه تسلیحاتی هسته‌ای در خاورمیانه و به احتمال زیاد، اولین استفاده از یک سلاح هسته‌ای پس از (بمباران اتمی) هیروشیما و ناگازاکی به این طرف منجر می‌شود».دولت اوباما به شدت از توافق دفاع می‌کند و می‌گوید این توافق تمامی مسیرهای منتهی به ساخت یک بمب هسته‌ای را قطع می کند. جان کری، وزیر خارجه آمریکا نیز پیشتر گفته بود که توافقی بهتر (از این) وجود ندارد.دیک چنی و دخترش در کتاب جدید خود همچنین رشد گروه‌های تروریستی همچون داعش را ناشی از عقب‌نشینی نظامیان آمریکایی از عراق در سال 2011 دانسته‌اند - نکته‌ای که جب بوش، از نامزدهای جمهوری‌خواه رقابت‌های ریاست جمهوری‌ آمریکا نیز به آن اشاره کرده است.این دو در کتاب خود نوشته‌اند: «وی عراق را ترک کرد، و خلائی را ایجاد کرد که به صورتی تراژیک و شوم توسط دشمنان ما پر شد. وی در مسیر ایجاد وضعیتی اینچنین در افغانستان است».کتاب تازه دیک چنی و دخترش لیز با نام «استثنایی: چرا جهان به یک آمریکای قدرتمند نیاز دارد؟» قرار است فردا به صورت رسمی توزیع شود. 
«وقتی از موزه‌های گلستان و رضا عباسی شی خواستیم،‌ برای اولین‌بار با فوریت دو ساعته آثار انتخابی خود را در اختیار ما گذاشتند تا این کار انجام شود.» یک نکته‌ی قابل تامل و پرسش‌برتنگیز در این سخن یک مقام رسمی نهفته بود.به گزارش ایسنا، محمدحسن طالبیان - معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری - صبح روز شنبه 7 شهریور، به‌صراحت و در بخش پایانی صحبت‌های خود که در حال تشکر از کسانی بود که برای افتتاح موزه‌ی «پیش از تاریخی و تاریخ» و بازگشایی «دوران اسلامی» تلاش کردند، این مطلب را بیان کرد؛ سخنانی که حتی نه به صراحت طالبیان، بلکه با اشاره از سوی سلطانی‌فر، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز مطرح شدند.این سخنان در حالی از سوی مسئولان درجه یک سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری مطرح شدند، که حتی سلطانی‌فر در سخنرانی قبل از افتتاح در سالن اجتماعات موزه‌ی ملی ایران به نکته‌ای ظریف اشاره کرد. او بیان کرد: «از مخازن موزه ملی ایران نیز پس از انتقال آثار خوروین به ایران دیدن کردم، حدود 25 مخزن با 200 هزار شیء در مخازن موزه ملی خاک می‌خورنداین نه صحبت امروز و دیروز مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بلکه حرفی است که مسئولان همان سازمان در دولت گذشته نیز مطرح می‌کردند و این خاک خوردن را به گردن مسوولان قبل از خود می‌انداختند اما آیا مسوولان جدید در دوره‌های مختلف موظفند فقط در این زمینه حرف بزنند نه که عمل کنند؟!چون اگر قصد عمل در کار بود، با توجه به صحبت‌هایی که همیشه مطرح می‌شود و به دنبال آن تا کنون موزه‌ی ملی ایران 12 رییس را روی صندلی ریاست خود دیده است،‌ برای به سرانجام رساندن چنین پروژه‌ی بزرگی قطعا نخست سراغ آثار موزه‌ای موجود در مخازن خود می‌رفتند.البته احتمال یک بحث دیگر هم وجود دارد؛ ساماندهی نشدن فضای انبارها و مخازنی که حمید بقایی نیز در زمان ریاست‌اش در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و در اسفند ماه 1388 در نمایشی که با حضور خبرنگاران راه انداخت، درِانباری را که آن را به عنوان بهترین بخش داستان معرفی کرده بود، باز کرد و گونی‌هایی را از اتاق‌ها بیرون آورد که درشان را باز نکرده پوسیده و خاک‌هایی که گاهی شیء نیمه شکسته را همراه داشتند، به زمین می‌افتادند.اما بازگشایی و افتتاح دو بخش از موزه‌ی مادر ایران در روز گذشته یک نکته‌ی جالب دیگر هم داشت؛ نبود محمدرضا کارگر، مدیر اداره کل موزه‌ها و اموال منتقول تاریخی که در زمان تعطیلی بخش دوران اسلامی، رئیس موزه‌ی ملی ایران بود و امروز مدیر اداره کل موزه‌ها!و البته اتفاق آخر که در آغاز این هفته خبرنگاران را شوکه کرد، احداث اتاقی کوچک هر چند روی زمین و بدون وارد کردن آسیب فیزیکی به مجموعه‌ی موزه‌ی ملی ایران پشت اتاقک نگهبانی موزه‌ی ملی ایران بود، اتاقکی شبیه همان اتاق نگهبانی در حال احداث است که به گفته‌ی نگهبانان به احتمال زیاد برای فروشگاه ایجاد می‌شود!
فرمانده انتظامی حاجی آباد (استان هرمزگان) گفت: در اثر واژگونی یک دستگاه خودرو پژو پارس در محور این شهرستان به سمت داراب، چهار نفر کشته و شش نفر زخمی شدند.به گزارش ایرنا، سرهنگ محمد هاشم قسام روز یکشنبه به خبرنگاران اظهار داشت: این خودرو روز گذشته حامل 10 تن از اتباع بیگانه بوده که از مسیر خود منحرف و واژگون شده است.وی افزود: :در این سانحه رانندگی راننده و چهار تن از سرنشینان خودرو در دم فوت و شش تن دیگر مصدوم که جهت مداوا روانه بیمارستان شدند.فرمانده انتظامی شهرستان حاجی آباد خاطر نشان کرد: کارشناسان علت این حادثه را تخطی از سرعت مطمئنه و عدم توانایی راننده در کنترل وسیله نقلیه اعلام کرده اند.شهرستان حاجی آباد در 175 کیلومتری شمال شرق بندرعباس مرکز استان هرمزگان قرار دارد.
رئیس مجلس شورای اسلامی ایران برای شرکت در چهارمین اجلاس رؤسای پارلمان های جهان، بعدازظهر شنبه به وقت محلی وارد نیویورک شد.به گزارش خبرنگار ایرنا، علی لاریجانی و هیات همراه در فرودگاه جان اف کندی نیویورک مورد استقبال غلامعلی خوشرو سفیر و نماینده دائم کشورمان در سازمان ملل و غلامحسین دهقانی معاون وی قرار گرفت.چهارمین دور اجلاس رؤسای پارلمان عضو اتحادیه بین المجالس جهان از نهم تا یازدهم شهریورماه با حضور 133 کشور با موضوع «صلح، دموکراسی و توسعه از نگاه مجلس» در مقر اصلی سازمان ملل برگزار می شود.لاریجانی لحظاتی پس از ورود به نیویورک در کنفرانس مطبوعاتی در جمع خبرنگاران، برگزاری چنین اجلاسی در سازمان ملل در موضوع های صلح، دموکراسی و توسعه را با توجه به شرایط کنونی منطقه بسیار مهم و ضروری خواند و افزود: این موضوع ها همواره مورد توجه مردم جهان قرار داشته است.وی افزود: انتظار می رود در حاشیه این اجلاس نشست های دو و چندجانبه دیگری با رؤسای پارلمان دیگر کشورها برای افزایش تعاملات دوجانبه، توسعه اقتصادی کشور، سرمایه گذاری های مشترک و مسایل مهم منطقه ای و بین المللی برگزار شود.
مهدی تقوی در سرمقاله فرهیختگان نوشته است: در گفت‌وگوی دیروز آقای روحانی، رئیس‌جمهور محترم با نمایندگان رسانه‌ها، اشاره‌ای به موضوع «مقابله با فساد سازمان یافته اداری و اقتصادی» با تاکید بر «شفافیت اطلاع‌رسانی و ایجاد دولت الکترونیک» شد. پیش از این هم رئیس‌جمهوری اشاراتی مستقیم و غیرمستقیم به موضوع فساد اداری یا فساد اقتصادی داشت و از این موضوع گلایه‌مند بود اما این بار گویا قرار است گام‌های اساسی تری برداشته شود. حالا سازوکار درستی هم برای آن تعریف شده که همانا، دولت الکترونیک است. اما چند نکته پیرامون اظهارات آقای روحانی قابل طرح و بررسی است.به نظر این اقتصاددان "شنیدن دوباره و شاید چندباره چنین اعتراف سنگینی نسبت به وجود فساد اداری در نظام اقتصادی ایران پیامدهایی دارد که بخش عمده‌ای از آنها، نصیب دولت خواهد شد. باور داشته باشیم یا نه، فساد اداری به دلیل ساختار بوروکراتیک و پیچیده و شاید بهتر بگویم فسادانگیز اقتصاد ایران، آنچنان ریشه‌ای دوانده که از میان بردن آن کار یک سال و دو سال نیست و شاید دهه‌ها زمان ببرد."نویسنده سرمقاله فرهیختگان تاکید کرده است: با این همه، شاید بهتر بود جناب رئیس‌جمهور نگاهی مستقیم به ریشه‌های شکل‌گیری فساد اداری و اقتصادی در کشور داشت و این موضوع را روشن‌تر می‌ساخت. ضمن اینکه چنین سخنانی شاید برای آن دسته از کارمندان شریف و زحمتکش ادارات دولتی، بسیار سنگین بنماید که متهم به فساد و زد و بند و ساخت و پاخت شوند و قدرت دفاع نداشته باشند.

مردی که به خواسته زن موردعلاقه‌اش مادرشوهر او را به قتل رسانده بود، در انتظار حکم دادگاه به‌سر می‌بردکارآگاهان جنایی استان فارس وقتی از مرگ زنی مسن در خانه‌اش باخبر شدند، به آنجا رفتند و در تحقیقات اولیه مشاهده کردند این زن که میمنت نام داشت، با ضربات متعدد چاقو از پا درآمده است. بازرسی از خانه ثابت کرد هیچ وسیله‌ای به سرقت نرفته و انگیزه قتل انتقام‌جویی شخصی بوده است اما وقتی پسر قربانی تحت بازجویی قرار گرفت گفت مادرش با فرد خاصی دشمنی نداشته و او نمی‌تواند کسی را به‌عنوان مظنون معرفی کندتحقیقات پیرامون این جنایت بعد از انتقال جسد به پزشکی‌قانونی ادامه یافت و مشخص شد میمنت با عروس خود به نام سارا اختلافاتی داشته و به همین دلیل زن جوان تحت بازجویی قرار گرفت. او نیز از چگونگی وقوع قتل ابراز بی‌اطلاعی کرد و چون آن زمان مدرکی علیه وی وجود نداشت، پلیس ‌درصدد برآمد سرنخ‌های بیشتری را جمع‌آوری کندبررسی روابط خانوادگی میمنت حکایت از آن داشت که اختلاف او و عروسش بسیار شدید بوده. مأموران در این مرحله پی بردند سارا از مدتی قبل با مردی غریبه رابطه داشته و میمنت نیز از این موضوع مطلع شده بود، به‌همین‌دلیل آن دو با هم اختلاف داشتند. به‌این‌ترتیب، سارا بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت. او که این‌بار نیز سعی داشت خودش را بی‌گناه معرفی کند، در جریان بازجویی‌های تخصصی در بن‌بست قرار گرفت و هویت قاتل را فاش کرد. او گفت: «مدتی قبل با مردی به نام نادر آشنا و به او علاقه‌مند شدم. از آن زمان با هم به صورت پنهانی در ارتباط بودیم تا اینکه مادرشوهرم از موضوع مطلع و درگیری‌های ما شروع شد. وقتی به نادر گفتم مادر همسرم همه‌چیز را فهمیده است، او تصمیم گرفت پیرزن را به قتل برساند و سرانجام نقشه‌اش را اجرا کرد». افسران جنایی در گام بعدی تحقیقات نادر را بازداشت کردند. او که راهی برای کتمان واقعیت نداشت، پذیرفت که زن مسن را با ضربات چاقو از پا درآورده است. متهم در ادامه به بازسازی صحنه قتل پرداخت و جزئیات واقعه را شرح داد. سپس قرار مجرمیت و کیفرخواست علیه وی صادر شدپس از آن پرونده برای رسیدگی در اختیار قضات دادگاه کیفری استان فارس قرار گرفت. نماینده دادستان در جلسه محاکمه جرم نادر را محرز خواند و اولیای‌دم مقتول نیز خواستار مجازات او شدند. وقتی نوبت به نادر رسید تا از خودش دفاع کند، بار دیگر اتهام قتل را پذیرفت و گفت: «من به سارا علاقه‌مند شده بودم و مدتی با هم در ارتباط بودیم تا اینکه او به من گفت مادرشوهرش موضوع را فهمیده و وی را اذیت می‌کند. سارا از من خواست مادرشوهرش را از سر راه بردارم تا بتوانیم به رابطه‌مان ادامه دهیم، به همین دلیل نقشه قتل را طراحی کردم و روز حادثه بعد از ورود به خانه پیرزن او را کشتم و به‌سرعت فرار کردم».بنا بر این گزارش درحال‌حاضر هیأت قضات برای صدور رأی وارد شور شده‌اند و به‌زودی تصمیم خود را درباره این پرونده اعلام می‌کنند.

گزیده خبرهای 8 شهریور -94 قسمت -6

   گزیده خبرهای 8 شهریور -94 قسمت -6
 
بانک مرکزی اعلام کرد: میزان بدهی خارجی قطعی کشور در خردادماه سال جاری به 5 میلیارد و 484 میلیون دلار افزایش یافته است.به گزارش روز یکشنبه ایرنا، گزارش تازه بانک مرکزی نشان می دهد، حجم بدهی های خارجی بالفعل در پایان خردادماه امسال به 5 میلیارد و 484 میلیون دلار رسید که 454 میلیون دلار از این بدهی کوتاه مدت و 5031 میلیون دلار هم میان و بلند مدت است.بنابراین گزارش، بدهی خارجی کشور در فروردین ماه امسال 5 میلیارد و 179 میلیون دلار و در اردیبهشت ماه نیز 5 میلیارد و 215 میلیون دلار بود که نشان از روند صعودی بدهی خارجی کشور در سال 94 دارد.
وزیر ارتباطات تاکید کرد: با وجود صحبت‌هایی که مبنی بر ارائه‌ی اینترنت رایگان در برخی کشور‌ها می‌شود، هیچ کشوری به‌طور رایگان اینترنت واگذار نمی‌کند و در حال حاضر قیمت اینترنت ایران از ارزان‌ترین قیمت‌هاست.به گزارش ایسنا، وزیر ارتباطات ظهر امروز در حاشیه مراسم افتتاح پروژه‌های توسعه‌ای همراه اول در جمع خبرنگاران حاضر شده و به برخی سوالات آنها پاسخ داد.محمود واعظی در پاسخ به سوال ایسنا مبنی بر این‌که با تغییرات صورت گرفته در زمینه‌ی تعرفه اینترنت موبایل اکنون تعرفه این بخش به حدی رسیده است که از نظر شخص وزیر برای مردم مقرون به صرفه باشد، تصریح کرد: به جرات می‌گویم که اکنون تعرفه اینترنت ما جزو چهار یا پنج کشوری است که ارزان‌ترین تعرفه‌ها را دارند.وی ادامه داد: گاهی گفته می‌شود که برخی کشورها پهنای باند رایگان در اختیار مشتریان می‌گذارند، اما به شخصه چنین کشوری را نمی‌شناسم حال ممکن است برخی کشورها در فرودگاه، مراکز خرید یا سایر مراکز عمومی خود به ارائه‌ی اینترنت رایگان بپردازند، اما باید توجه داشت که این اتفاق در کل کشور رخ نداده و حالت تبلیغات و جذب مشتری دارد.وزیر ارتباطات در عین حال متذکر شد: طبق آمارهای رسمی و آنچه ITU اعلام کرده اکنون قیمت اینترنت ما یکی از ارزان‌ترین‌هاست حال در خصوص آفریقا به‌طور دقیق نمی‌دانم اما در سطح اروپا و آسیا این جایگاه حتمی است.رجیستر‌شدن موبایل و حل مشکل سرقت و گمشدن گوشی
اما واعظی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این‌که برنامه‌ وزارت ارتباطات برای رجیستر‌کردن گوشی‌های تلفن همراه از چه قرار است، اظهار کرد: چندی پیش از سوی ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا صحبت‌هایی در این خصوص مطرح شد و اکنون اگرچه هنوز تصمیمی قطعی در این زمینه گرفته نشده، اما در حال بررسی هستیم و در این خصوص جلسات متعددی برگزار می‌شود که در این جلسات دو نماینده نیز از وزارت ارتباطات حضور دارند.وی ادامه داد: اما اگر طرح رجیستر‌شدن تلفن‌های همراه اجرایی شود دیگر به راحتی امکان پیدا شدن گوشی‌هایی که گم شده‌اند وجود خواهد داشت.واگذاری 20 میلیون شماره جدید
وزیر ارتباطات در بخشی از صحبت‌های خود نیز به اختصاص رنج جدید شماره به اپراتورهای تلفن همراه اشاره کرد و گفت: طی هفته‌های گذشته دو رنج شماره که هر یک از آنها شامل 10 میلیون شماره جدید بود به دو اپراتور کشور واگذار شد.واعظی درباره کیفیت خدمات اپراتورهای تلفن همراه نیز اظهار کرد: اکنون خدمات این شرکت‌ها نسبت به گذشته بسیار بهتر شده است، چرا که به عنوان مثال شرکتی مانند اپراتور اول که 20 سال سابقه دارد طی نیمه دوم سال گذشته بسیاری از BTS‌های خود را جایگزین کرده که همین مساله موجب شد در دوره‌ای مردم با اختلالاتی همراه شوند.وی ادامه داد: در آن دوره من از سوی این شرکت از مردم خواستم که صبور باشند و اکنون طبق آمارها در چند ماه اول سال جاری وضعیت خدمات‌دهی این اپراتور خیلی بهتر شده است و به نظر می‌رسد با افتتاح‌هایی که امروز صورت گرفت نیز این اپراتور به سمت ارائه‌ی خدمات با کیفیت‌تر می‌رود.
مصر در اعتراض به اظهارات سفیر انگلیس درباره حکم خبرنگاران در این کشور، وی را احضار کرد.به گزارش گروه روزنامه رأی الیوم، مصر در اعتراض به اظهارات سفیر انگلیس درباره حکم خبرنگاران در این کشور، وی را احضار کرد.دادگاه مصر روز گذشته طی حکمی محمد فهمی دارای تابعیت کانادا، باهر محمد و پیتر گریست تبعه استرالیا که هر سه خبرنگار شبکه الجزیره هستند، به 3 سال حبس محکوم کرد.این سه خبرنگار در دسامبر 2013 بازداشت شده و به انتشار اطلاعات کذب به منظور حمایت از جماعت اخوان المسلمین رئیس جمهور عزل شده مصر متهم هستند.در ژوئن 2014 دادگاه طی حکم اولیه محمد فهمی و پیتر گریست را به 7 سال حبس و باهر محمد را به 10 سال حبس محکوم کرد اما در ژانویه گذشته دادگاه استیناف این حکم را به دلیل عدم وجود ادله کافی درباره اتهامات، لغو و خواستار محاکمه مجدد روزنامه نگاران شد.این در حالی است که پیتر گریست تبعه استرالیا به موجب قانون در فوریه گذشته به کشور خود بازگردانده شد و در حال حاضر به صورت غیابی محاکمه می‌شود.سازمان عفو بین الملل حکم صادره علیه خبرنگاران شبکه الجزیره انگلیسی را رد و تاکید کرد که هیچ گونه ادله ای درباره ارتکاب جرم این خبرنگاران وجود ندارد.این سازمان خبرنگاران الجزیره را «زندانیان وجدان» توصیف کرد و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط آنها شد.دولت آمریکا نیز نگرانی عمیق خود از صدور حکم حبس 3 ساله علیه خبرنگاران الجزیره را اعلام کردجان کربی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی شدید از صدور حکم علیه این خبرنگاران گفت: از دولت مصر می‌خواهیم که اقدامات ممکن برای اصلاح این حکم به منظور تضمین آزادی بیان جهت برقراری ثبات و توسعه را اتخاذ نماید. 
ورود «صفر» به پلاک خودروها برای نخستین بار در پلاک‌های جدید تهران، نگرانی‌هایی ایجاد کرده است که عدم توجه به این نگرانی‌ها قطعاً مشکلاتی را برای شهروندان و پلیس به همراه خواهد داشت.به گزارش تسنیم، سابقه نصب پلاک بر روی خودروها در کشورمان به 99 سال قبل بازمی‌گردد؛ در آن سالها و همزمان با ورود اولین خودرو به کشور در سال 1305، هیچ کس تصور نمی‌کرد زمانی برسد که تعداد خودروها به تعدادی برسد که نه تنها پلاکهای 4 رقمی آن روز، بلکه پلاکهای 7 رقمی با ترکیب حروف الفبا نیز کفاف آنها را ندهد.در اولین پلاکهای صادر شده توسط شهرداری یا بلدیه، اسامی شهرها به همراه 4 رقم، به عنوان شناسنامه هویتی خودرو محسوب می‌شدند ولی رفته رفته با تند شدن شیب افزایش تعداد خودروها، حروف الفبا نیز به انتهای نام شهرها افزوده شد و پس از آن، اعداد 4 رقمی جای خود را به اعداد 5 رقمی دادند. طی چند دهه، عدم تطابق ظرفیت پلاکهای آن زمان با تعداد خودروها، کار را به ترکیب نام شهرها به همراه دو عدد کشاند و پلاکهای جدید بر روی خودروها نصب شد.در دهه هفتاد، با پیشرفت تکنولوژیکی و عصر لیزر، پلاکهای لیزری طراحی شد و در سال 78 مسئولین وقت تصمیم به یکپارچه‌سازی تمامی پلاکهای خودروها گرفتند و تمامی خودروها ملزم به تعویض پلاک و نصب پلاکهای لیزری جدید بر چهارچرخه‌های خود شدند.پلاکهای ملی، جوابگوی 61 میلیون خودروی سواری
چند سال بعد از این تصمیم‌گیری، مسئولان وقت پلیس، دست به طراحی پلاکی زدند که این بار اصالت آن بر مبنای مالک خودرو استوار بود و نه خودرو. در پلاکهای جدید که اولین سری آن در دهه 80 بر روی خودروها و تحت عنوان «پلاک ملی» نصب شد، مسئولان شماره‌گذاری توانستند با تغییر در نوع شماره‌گذاری و چیدمان اعداد و حروف در کنار یکدیگر، ظرفیت شماره‌گذاری در این پلاکها را برای خودروهای شخصی، به عدد 61 میلیون، ارتقا دهند تا سالهای سال، خیالشان از بابت اتمام ظرفیت پلاکها، راحت باشد.پلاک‌های ملی در یازده نوع کلی (خورورهای شخصی، تاکسی‌ها، خودروهای عمومی، خودروهای دولتی، خوروهای معلولین، خودروهای ترانزیت، خودروهای کشاورزی، خودروهای تشریفات، خودروهای پلیس، خودروهای کلاسیک (تاریخی)، موتور سیکلت‌ها و خودروهای مناطق آزاد تجاری-صنعتی) و چهار رنگ (سفید، زرد، سبز و قرمز) طراحی شدند و نوعی طراحی آنها به صورتی است که می‌توان از شماره پلاک، به اطلاعاتی مانند استان صادر کننده پلاک، شهر، تاریخ صدور پلاک و اطلاعاتی از این دست پی برد.در این سری از پلاکها، دو عدد سمت راست معرف استان بوده و با توجه به تعدد خودروها در استان تهران و شهر تهران، به شهر تهران 9 کد و به شهرستانهای این استان سه کد، اختصاص یافت.ورود صفرِ دردسر ساز به پلاکهای ملی پایتخت
اما این روزها با توجه به رو به اتمام بودن کد ایران 99 برای شهر تهران، بحث اتمام پلاکهای ملی در پایتخت و صدور پلاکهای جدید حسابی بر سر زبانها است. چندی پیش سردار تقی مهری رئیس پلیس راهور ناجا در گفت‌وگو با تسنیم، با اعلام تخصیص کدهای ایران 10، 20، 30 و ...و ایران 90 برای شهر تهران، عنوان کرد که هیچ مشکلی برای شماره‌گذاری خودروهای نوشماره برای شهر تهران وجود ندارد.این تصمیم پلیس در به کارگیری عدد صفر در میان اعداد به کار رفته در پلاک خودروهای ملی، گرچه مشکل پلاکهای شهر تهران را مرتفع می‌کند ولی از سوی دیگر نگرانیهایی را برای برخی به وجود آورده است.بعضی از منتقدان این طرح پلیس، بر این باورند که به کار گرفتن عدد صفر در پلاک خودروها باعث می‌شود تا بر میزان تقلب و سوءاستفاده از پلاکهای ملی افزوده شود چراکه از یک سو عدد صفر به راحتی قابل تبدیل به اعداد دیگر است و این مساله راه را برای سوءاستفاده متقلبان هموار می‌کند و هم از بُعد امنیتی و هم از نظر حقوق شهروندی، مخاطراتی را برای شهروندان تهرانی به همراه دارد.همچنین استفاده از عدد صفر در پلاک خودروها که پیش از این نیز در سالهای اخیر به هیچ عنوان مسبوق به سابقه نبوده، شائبه عدم تشخیص این عدد را از سوی ناظران بیرونی و ماموران پلیس، تقویت می‌کند.رئیس پلیس راهور تهران بزرگ: صفرها قابل تبدیل نیست
سردار سید تیمور حسینی در گفت‌وگو با تسنیم در پاسخ به این ایرادات و انتقادات می‌گوید: پلیس راهور در طراحی این عدد (صفر) به نوعی عمل کرده است که استفاده از صفر در پلاک خودروهای شهروندان تهرانی، حداقل احتمال تقلب در تغییر این عدد را داشته باشد و استفاده از این عدد در پلاکهای ملی تهران، مشکلی را برای شهروندان به وجود نخواهد آورد.رئیس پلیس راهور تهران بزرگ در پاسخ به قابل تشخیص بودن این عدد برای ماموران پلیس در هنگام ثبت تخلفات و احتمال شبهه در خواندن پلاکها نیز معتقد است: در پلاکهای جدید، اندازه صفرهای طراحی شده به حدی است که امکان خوانش اشتباه را از بین می‌برد و از این رو جای نگرانی وجود ندارد.وی گرچه به کارگیری عدد صفر در کشورهای دیگر را به عنوان نمونه‌ای برای صحت این تصمیم در کشورمان عنوان می‌کند ولی نکته حائز اهمیت آن است که عدد صفر در نگارش لاتین خود، کاملاً با شکل ظاهری آن در نگارش فارسی متفاوت است و به هیچ وجه امکان عدم تشخیص و تغییر آن به اعداد دیگر، همچون عدد صفر فارسی وجود ندارد.در پایان باید عنوان کرد که در حال حاضر و علی‌رغم عدم استفاده از صفر در پلاکهای ملی، گزارشاتی از تغییر اعداد توسط برخی سوءاستفاده‌گران ارائه می‌شود که این سوءاستفاده‌ها، علاوه بر مشکلات امنیتی، حقوق شهروندان را نیز پایمال می‌کند ولی به نظر می‌رسد با ورود صفر به اعداد ترکیبی پلاکهای ملی، این گزارشات افزایش یابد و مشکلات بعدی گریبانگیر پلیس و مردم شود. 
وحید تاج خواننده موسیقی ایرانی از لغو تور کنسرت های گروه اردشیر کامکار در شهرهای مهاباد و سقز به دلیل بی برنامگی برخی تهیه کنندگان خبر داد.وحید تاج در گفتگو با خبرنگار مهر با توضیح اینکه از تورهای شهرستان گروه اردشیر کامکار فقط کنسرت های شهر بوکان برگزار می شود، توضیح داد: متاسفانه به دلیل بی‌برنامگی که تهیه‌کننده کنسرت های گروه در شهرهای سقز و مهاباد در نحوه عقد قرارداد و برنامه ریزی های لازم داشت، استاد کامکار تصمیم گرفت که تور کنسرت های شهرستان گروه لغو شود چرا که تجربه نشان داده با عقد قرارداد شفاهی نمی توان کاری را به سرانجام رساند.وی گفت: دقایقی پیش با تماسی که مسئولان برگزاری کنسرت شهر بوکان با استاد کامکار داشتند، اصرار بر این بود که به دلیل بلیت فروشی و مشکلاتی که در پی لغو این کنسرت پیش می آید، بتوانیم این برنامه را در شهرستان بوکان برگزار کنیم که با توجه به اصرار و پافشاری تهیه کننده در این شهر، استاد کامکار رضایت داد تا به احترام مخاطبان کنسرت شهر بوکان را برگزار کند.این خواننده موسیقی ایرانی با تاکید بر اینکه هیچ مشکل دیگری برای لغو این کنسرت ها در میان نبوده است، گفت: خوشبختانه هیچ نهادی از برگزاری کنسرت ممانعتی به عمل نیاورد و همه نهادها در این زمینه تا این لحظه نهایت همکاری را داشته‌اند اما آنچه واقعا برای ما ناراحت کننده بود برخورد نامناسب تهیه کننده با یک گروه حرفه ای و بی برنامگی در این زمینه بود که موجب لغو کنسرت شد.تور کنسرت بزرگ اردشیر کامکار نوازنده و آهنگساز موسیقی ایرانی با خوانندگی وحید تاج و حشمت الله رجب زاده قرار بود از هشتم شهریور ماه در مهاباد، سقز و بوکان برگزار شود. این کنسرت ها شامل دو بخش فارسی و محلی هست که بخش فارسی را وحید تاج و  بخش محلی را حشمت الله رجب زاده اجرا می کندتصنیف «زهی عشق» با شعری از مولانا و آهنگ اردشیر کامکار، ضربی «دیار متروک» به همراه آواز با شعری از سایه، تصنیف «باز آمدم» با شعری از مولانا و آهنگ اردشیر کامکار و تصنیف «دل دیوانه» با شعر جبار امیری و آهنگ اردشیر کامکار آثاری هستند که در بخش فارسی کنسرت به خوانندگی وحید تاج اجرا می شوند.در بخش محلی نیز مقام عزیز بیگی (لری) تنظیم اردشیر کامکار، سیت بیارم (لری) تنظیم اردشیر کامکار، آسمون ابری (بختیاری) تنظیم اردشیر کامکار، دایه گیان (کردی) تنظیم اردشیر کامکار و امشو بارون دباره (کردی) تنظیم اردشیر کامکار به خوانندگی حشمت الله رجب زاده برای علاقه مندان عرضه می شود.اردشیر کامکار کمانچه، سیاوش کامکار سنتور، نیریز کامکار تار، کامبیز گنجه ای تنبک، نگار خارکن کمانچه، سیروان منهویی عود، ترگل خلیقی رباب، کامران احمدی دف و قاسم رحیم زاده تار اعضای گروه نوازندگان این کنسرت را تشکیل می دهند.براساس برنامه ریزی صورت گرفته، گروه قرار بود روز هشتم شهریور ماه در تالار وحدت مهاباد، نهم شهریور در سالن آموزشکده فنی شهرستان سقز و دهم شهریور ماه در تالار سیمرغ شهرستان بوکان برنامه خود را اجرا کند که تنها برنامه بوکان اجرا می شود.
پسر جوان که مزاحم خواهرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده بود، برای صحنه‌سازی خودروی مقتول را سرقت کرد، اما خیلی زود نقشه‌اش فاش شد.به گزارش جام جم، چهارشنبه هفته گذشته یکی از ساکنان روستایی در شهرستان سراوان در تماس با پلیس از شنیده شدن صدای شلیک از خانه همسایه شان خبر داد. دقایقی بعد تیمی از ماموران خود را به خانه مورد نظر رسانده که مرد همسایه به آنها گفت: صدای درگیری و داد و فریاد از خانه همسایه مان شنیده می شد که پس از آن گلوله ای شلیک شد و سکوت فضای خانه را فرا گرفت.به همین خاطر به موضوع مشکوک شده و با پلیس تماس گرفتم.ماموران با دستور قضایی وارد خانه مورد نظر شده و در بازرسی آنجا با جسد مرد صاحبخانه روبه رو شدندکه با شلیک گلوله به قتل رسیده بود.بررسی های پلیسی نشان داد، پس از این جنایت خودروی تویوتای مقتول سرقت شده است. از سوی دیگر تحقیقات از خانواده مقتول نشان داد، او با پسر جوانی درگیری داشته و احتمال دارد توسط او به قتل رسیده باشد.فرمانده انتظامی شهرستان سراوان در این خصوص گفت: کارآگاهان تحقیقات خود را بر روی پسر جوان متمرکز کرده و متوجه شدند، او روز حادثه در خانه مقتول حضور داشته است. سرهنگ محسن داوودی ادامه داد: در این مرحله از تحقیقات شک کارآگاهان درمورد قاتل بودن پسر جوان به یقین تبدیل شد و برای دستگیری او وارد عمل شدند.متهم به قتل در خانه اش دستگیر شد که در بازرسی آنجا خودروی مقتول کشف شد. متهم که هیچ راهی برای فرار از بیان حقیقت نداشت لب به اعتراف گشود و گفت: مدتی بود مقتول برای خواهرم مزاحمت ایجاد می کرد و من از این موضوع خیلی عصبانی بودم. چند بار به او تذکر دادم که این کار را نکند و از خواهرم فاصله بگیرد، ولی او همچنان به مزاحمت هایش ادامه داد.قاتل ادامه داد: چهارشنبه گذشته وقتی دیدم با توجه به اخطارهایی که به او دادم باز هم مزاحم خواهرم می شود، عصبانی به خانه اش رفتم. از او خواستم دست از مزاحمت بردارد، اما همچنان منکر موضوع بود. به همین خاطر با سلاحی که همراه داشتم، او را کشتم. بعد از قتل برای صحنه سازی خودروی مقتول را سرقت کردم تا پلیس تصور کند او قربانی سرقت شده است. اسلحه را هم دفن کردم.